10:26 - 2026/09/13

خنجر یمنی ایرانی‌تر است یا افکار سریع‌القلمی؟

تصاویر رزمنده‌های یمنی با لباس بومی و غیرمرسوم در میان نظامیان جهان با صندل‌هایی که در فضای جدی و خشن جنگ، غیرمعمول بودنش به چشم می‌آید، دارد فریاد می‌زند که جهان قرار است در معادله‌های نظامی و سیاسی و ژئوپلیتیک خود بازیگران جدیدی را ببین...

خنجر یمنی ایرانی‌تر است یا افکار سریع‌القلمی؟

تصاویر رزمنده‌های یمنی با لباس بومی و غیرمرسوم در میان نظامیان جهان با صندل‌هایی که در فضای جدی و خشن جنگ، غیرمعمول بودنش به چشم می‌آید، دارد فریاد می‌زند که جهان قرار است در معادله‌های نظامی و سیاسی و ژئوپلیتیک خود بازیگران جدیدی را ببیند که شبیه بازیگران همیشه معادله‌های بین‌المللی نیستند. هر قدر چهره ظاهری آنان شبیه دیگران نیست، اما تأثیری که می‌گذارند، شبیه اغلب پیروزی‌های نظامی است. آن‌ها فرمول‌های معمول نظامی را به چالش کشیده‌اند و معادله خود را نوشته‌اند؛ اما پاسخ آن معادله، مثل هر معادله سیاسی دیگر تغییر موازنه قدرت به‌سوی طرف پیروز ماجراست و طرف پیروز این ماجرا، فقط یمن نیست؛ همه آن‌ها که در این سال‌ها در طرف یمن ایستاده‌اند نیز همراه یمن از موهبت این پیروزی بهره خواهند برد. یعنی همه محور مقاومت؛ و در این میان سهم ایران از قدرتی که پیروزی‌های یمن آفریده بیش از سایرین است. از این منظر باید گفت که یمنی‌ها، پابرهنه‌هایی که حمایت از آنان را برخی در داخل ایران به سخره می‌گرفتند، برای ایران قدرت آفریدند.

چه کسانی مسخره کردند؟ همانی که دو ماه پیش، با حسرتی مبتذل و تحقیری توهین‌آمیز، مثل آن‌ها که از ظاهر زندگی بلاگر‌ها در اینستاگرام آب از دهانشان راه می‌افتد، گفت که «دوستان هر کشوری باعث توسعه یا عدم توسعه می‌شوند. مثلاً اردوغان با ایلان ماسک و بیل گیتس معاشرت می‌کند، ولی ایران با حوثی‌ها و الحشد الشعبی.» این گفتار، فقط نظر محمود سریع‌القلم نیست؛ طیفی در ایران هستند که دلشان برای نشست‌وبرخاست با چشم‌رنگی‌های غربی غنج می‌رود و از معاشرت با مستضعفین پرهیز دارند که مباد گردی بر دامن شیکشان بنشیند! اما در نهایت، چه کسی در سختی‌ها پشت ایران ایستاده و می‌ایستد؟ و چه کسی برای ایران سختی به وجود آورده و به وجود می‌آورد؟

یمن را غربی‌ها، حوثی‌ها می‌نامند برای‌آنکه آن‌ها را به جای یک کشور و یک ملت، به یک گروه تقلیل دهند؛ و آن‌ها را نیروی نیابتی ایران می‌دانند برای‌آنکه به جای یک قدرت مستقل، آن‌ها را یک ابزار در دست ایران و توانی وابسته ببینند؛ از نگاه ایران اما آن‌ها یک گروه نیستند، ملت یمن هستند و هم‌پیمان با ایران، نه آنکه نیروی نیابتی و فرمان‌بردار ایران باشند. به آن چهره‌های مصمم و خنده‌های عزت‌مند و نگاه‌های نافذ بنگرید؟ شأن آن‌ها حتماً وابستگی و نیابتی بودن نیست. علی‌ای‌حال، در هر دو صورت، چه از زاویه نگاه سیاست‌زده غربی‌ها و چه از زاویه نگاه ایران که به‌رسمیت‌شناختن قدرت یمنی‌هاست، به یمن نگاه کنیم، آنچه آن‌ها در روز‌های اخیر و با پیروزی‌های پی‌درپی در بازپس‌گیری مناطق تحت اشغال مزدوران سعودی و نیز افزایش تسلط خود بر باب‌المندب رقم زدند، عملاً هزینه‌های اقتصادی و امنیتی را برای دشمنان ایران افزایش داده و قدرت ایران را در منطقه تقویت کرده است. در واقع قدرت ایران و یمن به دلیل وحدت ایدئولوژیک و هم پیمانی و هم‌سویی سیاسی و نظامی، اثر متقابل بر یکدیگر دارد و تقویت هر یک، تقویت دیگری است.

بزرگ‌ترین اتفاقی که پیروزی‌های یمن رقم زد، اثبات درستی ایده «مقاومت» است؛ همان اتفاقی که در مقیاسی بزرگ‌تر 50 سال پیش، انقلاب اسلامی ایران در دل میلیون‌ها ملت مستضعف رقم زد. لذا مسیری که یمن می‌رود، مسیر تقویت ایده انقلاب اسلامی است؛ انقلابی که ایران را از بلعیده شدن توسط قدرت‌های استکباری حفظ کرد.

حال به داخل ایران برگردیم؛ جایی که برخی فکر می‌کنند با فانتزی می‌شود مقابل بمب‌افکن‌ها و جنگنده‌های آمریکایی ایستاد و همان فانتزی را هم در پوشش استاد دانشگاه و روشنفکر تئوریزه می‌کنند. به جای موشک، ساز بزنیم؛ به جای جنگیدن، دنبال صلح باشیم؛ به جای حمایت از حوثی‌ها و حشدالشعبی با ایلان ماسک قهوه بخوریم و در اوج وابستگی به غرب، ژست توسعه‌یافتگی و اندیشمندی بگیریم.

نتیجه این ادبیات که در حالت خوش‌بینانه چیزی جز ساده‌لوحی و غرق‌کردن سیاست در سانتی‌مانتالیسم نیست، تضعیف قدرت ایران است. توجه کنیم این ادبیات در چه فضایی و در چه شرایطی بیان می‌شود؛ در شرایطی که دو بار به ایران حمله نظامی شده و هر دو بار در میانه مذاکرات بوده؛ مقامات ایران و بسیاری از مردم ترور و به خاک و خون کشیده شدند و… و این همه را همان حامیان توسعه‌ای که سریع‌القلم حسرت معاشرت با آن‌ها را دارد، رقم زده‌اند؛ و چه کسی در برابر این توحش نظامی از ایران دفاع کرده است؟ همان پابرهنه‌های یمنی و نظامیان عراقی که سریع‌القلم با تحقیر از آنان نام می‌برد! ما نمی‌خواستیم بجنگیم؛ جنگ بر ما تحمیل شد، چنانچه بر یمن و عراق و لبنان و سوریه و فلسطین تحمیل شد؛ حال جدا از همه بلاهت سیاسی، خیلی از اخلاق و انصاف دور است که حامیان تجاوز، بزرگ شمرده شوند و مدافعان ایران، تحقیر شوند.

لذا باید گفت خنجر یمنی‌ها از تئوری‌ها و افکار سریع‌القلم‌ها خیلی ایرانی‌تر است. ایرانی آنی است که در بزنگاه برای ایران قدرت بیافریند؛ محل تولد صرفاً یک جغرافیا در اسناد حقوقی است.

کبری آسوپار

مطالب مرتبط

فروشگاه برنجستان
آخرین اخبار