01:55 - 2026/08/04

چرا ترامپ از خطوط قرمز اعلامی خود عقب‌نشینی می‌کند؟

فارن افرز با انتشار یادداشتی مدعی شد: ابهام، پیام‌های متناقض و تغییرات مداوم در سیاست‌ها، از همان آغاز درگیری با ایران به یکی از ویژگی‌های اصلی رویکرد ایالات متحده تبدیل شد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تقریبا از نخستین روزهای این بحر...

چرا ترامپ از خطوط قرمز اعلامی خود عقب‌نشینی می‌کند؟

فارن افرز با انتشار یادداشتی مدعی شد: ابهام، پیام‌های متناقض و تغییرات مداوم در سیاست‌ها، از همان آغاز درگیری با ایران به یکی از ویژگی‌های اصلی رویکرد ایالات متحده تبدیل شد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تقریبا از نخستین روزهای این بحران بارها درباره هدف جنگ، میزان ریسکی که حاضر است بپذیرد و حتی تعریف پیروزی آمریکا مواضع متفاوتی اتخاذ کرد. او یک روز مدعی نابودی تمدن ایران شد و اندکی بعد توافق آتش‌بس را امضا کرد. زمانی ایده (ادعایی) تصرف جزیره خارک، قلب صنعت نفت ایران، را مطرح کرد اما خیلی زود از آن عقب نشست. همچنین از وضع عوارض ۲۰ درصدی برای عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز سخن گفت، اما مدت کوتاهی بعد اعلام کرد این آبراه باید برای همه آزاد باشد.

استراتژی شکست خورده ترامپ

به نوشته فارن افرز، در برخی شرایط، ابهام می‌تواند به پایان دادن به یک منازعه کمک کند. رهبران کشورها گاهی با بهره‌گیری از عدم قطعیت، امکان کاهش تنش یا دستیابی به توافق صلحی پایدار را فراهم می‌کنند؛ زیرا هر دو طرف می‌توانند ژست پیروزی بگیرند. همچنین اگر دولت‌ها از تعیین خطوط قرمز کاملا شفاف پرهیز کنند، فشار برای واکنش نظامی به هر حمله کاهش یافته و فضای بیشتری برای مهار تنش ایجاد می‌شود.

اما در پرونده ایران، پیام‌های متناقض واشنگتن بیش از آنکه سودمند باشد، به تشدید بحران انجامیده. مجموعه تهدیدهای ترامپ باعث شد تهران این درگیری را تهدیدی علیه موجودیت خود تلقی کند و با حداکثر توان به آن پاسخ دهد. از سوی دیگر، ابهام درباره وضعیت تنگه هرمز نیز یادداشت تفاهم ماه ژوئن میان دو کشور را به توافقی شکننده تبدیل کرد. اگر دولت ترامپ به دنبال آتش‌بسی پایدارتر است، باید اهداف خود را با شفافیت بیشتری بیان کرده و در اجرای آنها ثبات بیشتری نشان دهد؛ در غیر این صورت، سوءبرداشت‌های متقابل میان تهران و واشنگتن ادامه خواهد یافت و آتش‌بس بعدی نیز ممکن است دوباره فروبپاشد.

هر کشوری که بخواهد رقیب خود را تحت فشار قرار دهد، ناچار است درباره نحوه انتقال نیت، توانایی‌ها و خطوط قرمز خود تصمیم بگیرد. یک راه، شفافیت است؛ یعنی هدف به‌طور صریح و مستمر اعلام شود، پیامدهای سرپیچی مشخص باشد و طرف مقابل بداند در صورت پذیرش خواسته‌ها با چه شرایطی روبه‌رو خواهد شد. چنین شفافیتی می‌تواند به رقیب نشان دهد چه چیزهایی در معرض خطر است و او را به خویشتنداری تشویق کند.

با این حال، شفافیت بیش از حد نیز همیشه مفید نیست. اگر طرف مقابل دقیقا بداند تا چه نقطه‌ای می‌تواند پیش برود، بدون آنکه واکنش نظامی در پی داشته باشد، معمولا تا همان مرز پیشروی خواهد کرد. در مقابل، گزینه دیگر ابهام است؛ اما این رویکرد نیز پیامدهای دوگانه دارد. اگر کشوری نداند رقیبش به یک اقدام خاص چگونه پاسخ خواهد داد، ممکن است از بیم واکنش شدید، محتاط‌تر عمل کند. اما هنگامی که پیام‌های متناقض بیش از حد شوند، محاسبات طرف مقابل را مختل کرده و زمینه سوءتفاهم‌هایی را فراهم می‌کنند که می‌توانند بحران را ایجاد یا تشدید کنند.

راهبردی که زمینه‌ساز تصاعد بحران شد

ترامپ برای عملیات نظامی آمریکا علیه ایران در مقاطع مختلف اهداف متفاوتی را مطرح کرده است. او گاهی گفته هدف این عملیات، تضعیف توان موشکی و نیروی دریایی ایران است؛ زمانی دیگر جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای را هدف اصلی دانسته و در مقاطعی نیز پایان دادن به حمایت ایران از محور مقاومت در منطقه را مطرح کرده است. همزمان بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل که همزمان با آمریکا حملات نظامی علیه ایران را هدایت می‌کرد، همین موضع را تکرار کرد. با این حال، سایر مقام‌های دولت ترامپ بر اهداف محدودتر نظامی تمرکز داشتند.

برای ایران، این پیام‌های متناقض نه‌تنها اطمینان‌بخش نبود، بلکه بدترین سناریوها را تقویت کرد. در نتیجه، ایران دامنه واکنش خود را به شکل چشمگیری گسترش داد و هزاران موشک و پهپاد را به سمت زیرساخت‌ها و پایگاه‌های نظامی آمریکا در سراسر خاورمیانه شلیک کرد. اگر ایالات متحده از همان ابتدا اهدفش را روشن می‌کرد، احتمال داشت واکنش ایران محدودتر باشد و دامنه درگیری نیز مانند حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ کنترل شود.

ابهام تنها به تشدید درگیری منجر نشد، بلکه تلاش‌ها برای پایان دادن به آن را نیز تضعیف کرد. یادداشت تفاهم ژوئن قرار بود درگیری‌ها را متوقف کند، تنگه هرمز را به روی کشتیرانی باز نگه دارد و زمینه مذاکراتی ۶۰ روزه برای دستیابی به توافق نهایی را فراهم آورد. اما یکی از دلایل شکست آن، ابهام در متن توافق بود. در این یادداشت، ایران متعهد شده بود «با تلاش‌های خود، زمینه عبور ایمن کشتی‌های تجاری را فراهم کند».

واشنگتن این بند را به این معنا تفسیر کرد که ایران باید به‌سان روزهای قبل از جنگ، اجازه عبور آزاد همه شناورها را صادر کند. اما تهران آن را تاییدی بر حق حاکمیت خود بر تنگه هرمز دانست و معتقد بود تنها موظف است بخشی از مسیر را باز نگه دارد؛ بخشی که در مجاورت آب‌های سرزمینی ایران قرار دارد.

در پایان ژوئن، ایران به سوی کشتی‌های تجاری که از مسیرهایی غیر از مسیر مورد تایید تهران عبور می‌کردند، آتش گشود. هم‌زمان، معاون وزیر امور خارجه ایران در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد که «عبور ایمن در چارچوب توافق‌های مبهم تضمین‌شده نیست.» آمریکا این اقدامات را نقض آتش‌بس تلقی کرد و در پاسخ، حملات نظامی خود را از سر گرفت. چرخه اقدام و واکنش مشابهی نیز در اواسط ژوئیه تکرار شد و به ازسرگیری درگیری‌هایی انجامید که همچنان ادامه دارد.

گرگ و میش جنگ

اگرچه همه جنگ‌ها تا اندازه‌ای با آشفتگی، عدم قطعیت و آنچه «گرگ و میش جنگ» نامیده می‌شود همراه هستند، اما درگیری با ایران از این نظر ویژگی برجسته‌تری دارد. بخش عمده این ابهام نه حاصل یک راهبرد حساب‌شده برای سردرگم کردن طرف مقابل، بلکه ناشی از ناتوانی واشنگتن در رسیدن به تصویری روشن از وضعیت مطلوب نهایی است. ابهام عمدی، با واداشتن طرف مقابل به حدس زدن، سطح عدم قطعیت را افزایش می‌دهد؛ اما زمانی که ابهام محصول اختلاف نظر و سردرگمی درون دولت باشد، نتیجه آن چیزی جز عقب‌نشینی مکرر از تهدیدها و تکرار دوباره آنها نیست؛ رفتاری که بیش از آنکه رقیب را گیج کند، اعتبار آمریکا را تضعیف می‌کند.

البته همه مسئولیت این وضعیت بر عهده دولت ترامپ نیست. عواملی خارج از کنترل کاخ سفید نیز توانایی واشنگتن برای ارسال پیام‌های روشن و معتبر به ایران را کاهش داده‌اند. یکی از مهم‌ترین این عوامل، عدم حمایت افکار عمومی آمریکا از این جنگ است. بر اساس نظرسنجی مشترک روزنامه واشنگتن‌پست و مؤسسه ایپسوس در ماه ژوئیه، ۶۸ درصد آمریکایی‌ها معتقدند این رویارویی ارزش ندارد.

تهران نیز به‌خوبی از این واقعیت آگاه است؛ موضوعی که عملا تمام تهدیدهای ترامپ را با تردید همراه می‌کند. حتی زمانی که رئیس‌جمهور آمریکا مواضعی صریح و قاطع اتخاذ می‌کند، مقام‌های ایرانی مطمئن نیستند که او به دلیل محدودیت‌های سیاسی داخلی بتواند آنها را عملی کند. همین تردید نیز می‌تواند تهران را به نادیده گرفتن تهدیدها و خواسته‌های واشنگتن تشویق کند.

روابط آمریکا با شرکای منطقه‌ای خود نیز بر این ابهام افزوده و زمینه تشدید تنش‌ها را فراهم کرده است. نیروهای آمریکایی این جنگ را در کنار اسرائیل آغاز کردند، اما دو طرف اهداف، خطوط قرمز و اولویت‌های یکسانی ندارند. برای نمونه، در ماه آوریل، واشنگتن و تهران بر سر یک آتش‌بس دو هفته‌ای توافق کردند، اما تعهدات اسرائیل در این توافق به‌طور شفاف مشخص نشده بود. ایران معتقد بود این توافق اسرائیل را نیز ملزم به توقف حملات علیه حزب‌الله لبنان می‌کند، در حالی که تل‌آویو استدلال کرد عملیات نظامی در لبنان خارج از چارچوب این توافق است.

واشنگتن از موضع متحد خود حمایت کرد و اسرائیل نیز حملات به مواضع حزب‌الله را افزایش داد. در مقابل، تهران رهبران آمریکا را به «پیمان‌شکنی» متهم کرد و به این نتیجه رسید که ایالات متحده شریک قابل اعتمادی برای مذاکره نیست؛ زیرا حتی قادر به مهار متحد منطقه‌ای خود نیز نمی باشد. چند هفته بعد، ایران در واکنش، حملات موشکی علیه اسرائیل انجام داد.

راهبردی برای مدیریت بحران؟

اگرچه ابهام در جنگ با ایران در بسیاری از موارد به تشدید تنش‌ها انجامیده، اما این بدان معنا نیست که همیشه پیامد منفی دارد. گاهی این رویکرد به سیاست‌گذاران اجازه می‌دهد انعطاف بیشتری داشته باشند، شدت خصومت‌ها را کمتر جلوه دهند یا دستاوردهای خود را بزرگ‌تر نشان دهند. در واقع، مقام‌های آمریکایی در برخی مقاطع از همین ابهام برای مدیریت بحران استفاده کرده‌اند.

چند هفته پس از امضای آتش‌بس آوریل، ایران با پهپاد و موشک به ناوهای جنگی آمریکا در تنگه هرمز حمله کرد؛ اقدامی که به‌راحتی می‌توانست دو طرف را دوباره وارد یک جنگ تمام‌عیار کند. اما از آنجا که جزئیات توافق آتش‌بس هرگز به‌طور عمومی منتشر نشده بود، ترامپ توانست اهمیت این حادثه را کم‌رنگ جلوه دهد. او به خبرنگاران گفت ایران تنها «اندکی برای ما مزاحمت ایجاد کرده » و مدعی شد که آتش‌بس همچنان پابرجاست. حتی زمانی که آمریکا در پاسخ حملات تلافی‌جویانه انجام داد، ترامپ آنها را صرفا «ضربه‌ای نمادین» توصیف کرد. فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) نیز اعلام کرد که «به دنبال تشدید تنش نیست.» به نظر می‌رسد ایران نیز این روایت را پذیرفت و از انجام حملات بیشتر خودداری کرد.

ابهام، چه عامدانه باشد و چه محصول ناهماهنگی در سیاست‌گذاری، این امکان را نیز فراهم می‌کند که هر دو طرف خود را پیروز معرفی کنند. برای مثال، دولت ترامپ به دلیل طرح اهداف متعدد برای این جنگ، پس از امضای یادداشت تفاهم ژوئن مدعی شد به چند هدف اصلی خود دست یافته؛ از جمله نابودی بخشی از توان موشکی ایران، تضعیف نیروی دریایی این کشور و محدود کردن نفوذ نیروهای نیابتی تهران. این در حالی است که عملیات نظامی نتوانست ایران را به کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای وادار کند. در مقابل، مقام‌های ایرانی نیز اعلام کردند به زیرساخت‌های آمریکا و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس خسارت وارد شده و کنترل ایران بر تنگه هرمز حفظ شده است.

این اعلام پیروزی‌های متقابل در نهایت نتوانست یادداشت تفاهم ژوئن را نجات دهد، اما در بحران‌های گذشته نقش موثری در جلوگیری از تشدید درگیری‌ها داشته است. برای نمونه، پس از حمله گسترده موشکی و پهپادی ایران به اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴، اسرائیل بر موفقیت سامانه‌های دفاعی خود در رهگیری حملات تاکید و سپس تنها به حملات محدود و دقیق علیه اهداف نظامی ایران بسنده کرد. در سوی دیگر، دولت و رسانه‌های ایران نیز خسارت‌های ناشی از حملات اسرائیل را کم‌اهمیت جلوه دادند و تمرکز خود را بر این موضوع گذاشت که برای نخستین بار مستقیما خاک اسرائیل را هدف قرار داده‌اند. همین نبود یک نتیجه روشن، به هر دو طرف اجازه داد خود را پیروز معرفی کنند و از گسترش بحران جلوگیری شود.

با این حال، آنگونه که فارن افرز نوشته تنها نوعی محدود و حساب‌شده از ابهام می‌تواند به پایان این بحران کمک کند. اگر تهران و واشنگتن در مواجهه با برخوردهای نظامی محدود، خطوط قرمز خود را تا حدی مبهم نگه دارند، راه‌هایی برای خروج از بحران باقی خواهد ماند. اما در مجموع، بهترین راه برای پایان دادن به این جنگ آن است که ایالات متحده اهداف خود را با صراحت بیشتری تعریف کند.

اهداف ایران، روشن است: حفظ نظام سیاسی، بازدارندگی در برابر حملات آینده، تداوم کنترل بر تنگه هرمز، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و کاهش تحریم‌ها. اگر واشنگتن نیز خواسته‌های خود را دقیق‌تر و با ثبات بیشتری بیان کند، دو طرف خواهند توانست مذاکرات را بر محورهای مشخص‌تری پیش ببرند، برنامه‌های اجرایی واقع‌بینانه‌تری تدوین کنند و در نهایت به توافقی پایدارتر دست یابند.

مطالب مرتبط

فروشگاه برنجستان
آخرین اخبار