09:14 - 2026/06/16

نقش رسانه‌ها در جنگ شناختی؛ ضرورت هم‌افزایی در بزنگاه‌های حساس سیاست خارجی

در شرایطی که تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی در آستانه مرحله‌ای حساس از مذاکرات و تعاملات سیاسی قرار گرفته است، نقش رسانه‌ها در مدیریت افکار عمومی و صیانت از انسجام اجتماعی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در این میان، مواجهه آگاهانه با...

نقش رسانه‌ها در جنگ شناختی؛ ضرورت هم‌افزایی در بزنگاه‌های حساس سیاست خارجی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ببین و بخون؛ در فضای پرشتاب و پیچیده امروز رسانه‌ای، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، نحوه مواجهه با جریان عظیم تولید و انتشار اطلاعات است؛ جریانی که در آن مرز میان واقعیت، تحلیل و عملیات روانی گاه به‌شدت مخدوش می‌شود. در چنین شرایطی، رسانه‌ها نه‌تنها نقش اطلاع‌رسانی، بلکه مسئولیت سنگین‌تری در حفظ آرامش روانی جامعه و تقویت فهم درست از رویدادها بر عهده دارند.

بر همین اساس، زهرا شیخ باقری، دانشجوی دکتری مدیریت رسانه و فعال رسانه‌ای، در یادداشتی با محوریت «نقش رسانه‌ها در مواجهه با جنگ شناختی و ضرورت هم‌افزایی در شرایط حساس سیاسی و بین‌المللی» به بررسی ابعاد این موضوع پرداخته است که در زیر می‌خوانید.

در شرایطی که تحولات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در آستانه مرحله‌ای تازه از گفت‌وگوها و احتمالات توافقی قرار گرفته است، نقش رسانه‌ها و کنشگران عرصه اطلاع‌رسانی بیش از هر زمان دیگری برجسته می‌شود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که هم‌زمان با اوج‌گیری چنین مقاطع حساسی، میدان رسانه‌ای نیز به عرصه‌ای برای رقابت روایت‌ها، جنگ ادراکی و تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی تبدیل می‌شود؛ عرصه‌ای که در آن، مرز میان «خبر» و «برداشت جهت‌دار» به‌شدت باریک می‌شود.

در چنین شرایطی، رسانه‌های داخلی و فعالان رسانه‌ای مسئولیت خطیری بر عهده دارند؛ مسئولیتی که فراتر از اطلاع‌رسانی صرف، به حفظ انسجام اجتماعی، تقویت اعتماد عمومی و حمایت از تصمیمات کلان نظام جمهوری اسلامی ایران گره خورده است. بدیهی است که نقد منصفانه و تحلیل کارشناسانه همواره بخشی از کارکرد رسانه‌ای است، اما در بزنگاه‌هایی که کشور در معرض فشارهای بیرونی و جنگ ادراکی قرار دارد، تشخیص اولویت‌ها و مرزبندی میان نقد سازنده و همراهی با عملیات روانی دشمن اهمیت دوچندان می‌یابد.

در سال‌های اخیر، مفهوم «جنگ شناختی» به یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم در ادبیات رسانه‌ای و امنیتی تبدیل شده است؛ جنگی که در آن، هدف اصلی نه تصرف سرزمین، بلکه تصرف ذهن‌ها و جهت‌دهی به ادراک عمومی است. در این چارچوب، مهم‌ترین محورهای عملیات روانی دشمن را می‌توان در سه حوزه اصلی خلاصه کرد: «ایجاد تفرقه در سطح جامعه و نخبگان»، «تولید و تعمیق ناامیدی نسبت به آینده» و «القای ترس و بی‌ثباتی». این سه‌گانه، در عمل تلاش می‌کند انسجام اجتماعی را تضعیف و ظرفیت تصمیم‌گیری جمعی را مختل کند.

در این میان، رسانه‌ها به‌عنوان مهم‌ترین واسطه شکل‌گیری افکار عمومی، هدف اصلی این عملیات‌ها قرار می‌گیرند. یکی از ابزارهای رایج در این جنگ شناختی، استفاده از تکنیک‌هایی است که به‌صورت نرم و تدریجی، ادراک مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهد. «مارپیچ سکوت» یکی از این روش‌هاست که در آن با القای این تصور که یک دیدگاه خاص غالب است، سایر صداها به حاشیه رانده می‌شوند و افراد از بیان دیدگاه‌های متفاوت خودداری می‌کنند. در کنار آن، «کوچک‌نمایی و بزرگ‌نمایی هدفمند» با برجسته‌سازی برخی وقایع و کم‌اهمیت جلوه دادن رویدادهای دیگر، تصویر نابرابری از واقعیت ارائه می‌دهد.

همچنین «برجسته‌سازی گزینشی» از طریق انتخاب آگاهانه بخشی از واقعیت و حذف بخش‌های دیگر، زمینه شکل‌گیری برداشت‌های ناقص و جهت‌دار را فراهم می‌کند. در نهایت، بهره‌گیری از «مغالطات رسانه‌ای» نیز با استفاده از استدلال‌های ظاهراً منطقی اما در واقع نادرست، مخاطب را به سمت نتیجه‌گیری‌های از پیش طراحی‌شده هدایت می‌کند. مجموعه این تکنیک‌ها در کنار یکدیگر، ساختاری پیچیده از جنگ ادراکی را شکل می‌دهد که مقابله با آن نیازمند آگاهی، سواد رسانه‌ای و تحلیل انتقادی مستمر است.

در چنین فضایی، انتظار می‌رود رسانه‌های داخلی و فعالان رسانه‌ای با درک دقیق شرایط کشور، از بازتولید ناخواسته روایت‌های تحریف‌شده پرهیز کرده و در جهت تقویت همبستگی اجتماعی حرکت کنند. این به معنای نادیده گرفتن واقعیت‌ها نیست، بلکه به معنای قرار دادن تحلیل‌ها در چارچوب منافع ملی و پرهیز از بازنشر روایت‌هایی است که ممکن است در خدمت اهداف جنگ شناختی دشمن قرار گیرد.

از سوی دیگر، ضروری است که مخاطبان نیز در مواجهه با انبوه اطلاعات و اخبار، دقت و حساسیت بیشتری به خرج دهند و از ترجیح دادن تحلیل‌های رسانه‌های معاند یا منابع غیرموثق بر مواضع رسمی و کارشناسی داخلی پرهیز کنند. در عصر انفجار اطلاعات، انتخاب منبع معتبر و تشخیص روایت‌های هدفمند از تحلیل‌های واقع‌بینانه، خود به یک مهارت حیاتی تبدیل شده است.

به‌عنوان جمع‌بندی می‌توان گفت که مواجهه با جنگ شناختی، صرفاً یک وظیفه حاکمیتی یا رسانه‌ای نیست، بلکه یک مسئولیت جمعی است. طراحی و اجرای راهبردهای رسانه‌ای هوشمندانه، تقویت سواد رسانه‌ای جامعه و هم‌افزایی میان رسانه‌ها و نهادهای رسمی، می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن ظرفیت کشور را برای مقابله با جنگ روانی دشمن افزایش دهد. در چنین شرایطی، رسانه نه فقط ابزار اطلاع‌رسانی، بلکه سنگر دفاع از انسجام ملی و آرامش روانی جامعه خواهد بود.

*زهرا شیخ باقری، دانشجوی دکتری مدیریت رسانه و فعال رسانه‌ای

پایان/*

.

 

مطالب مرتبط

فروشگاه برنجستان
آخرین اخبار