به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ببین و بخون؛ مهدی مختارپور، جامعهشناس و استاد دانشگاه، در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره تغییرات سبک زندگی جوانان و افزایش رفتارهای آسیبزا اظهار کرد: «در دنیای مدرن، بدن و سبک زندگی به یکی از مهمترین میدانهای ابراز هویت تبدیل شده است. زمانی که جوان در ساختارهای رسمی امکان کافی برای بازنمایی خود پیدا نمیکند، به سمت اعتباربخشی فردی حرکت میکند» . وی با اشاره به نقش الگوریتمها افزود: «برخی رفتارها و سبکهای نوظهور از طریق شبکههای اجتماعی عادیسازی و تکثیر میشوند. در فضای مجازی، اکوچمبرها شکل میگیرند و جوانان گروههای مرجع جدیدی پیدا میکنند که لزوماً با ارزشهای خانواده همسو نیستند» .
در تحلیل مکانیسم این عادیسازی، عقیل متقدم، کارشناس مسائل اجتماعی، به خبرگزاری میزان گفت: «آنچه در فضای مجازی رخ میدهد را باید در چارچوب گردش خشم تحلیل کرد. شبکههای اجتماعی بیش از آنکه خشم تولید کنند، آن را با سرعتی بیسابقه منتقل، تکثیر و تشدید میکنند. خشم همیشه وجود داشته، اما امروز همان احساس میتواند ظرف چند دقیقه میلیونها نفر را درگیر کند» . وی افزود: «بسیاری از پلتفرمها بر پایه اقتصاد توجه فعالیت میکنند؛ یعنی هرچه محتوایی واکنش بیشتری ایجاد کند، شانس دیدهشدن آن بیشتر میشود. تجربه نشان داده خشم، جنجال، ترس و هیجان معمولاً تعامل بیشتری نسبت به محتوای آرام ایجاد میکنند. در نتیجه، الگوریتمها لزوماً خشونت تولید نمیکنند، اما به محتوای خشمآلود فرصت بیشتری برای دیدهشدن و بازنشر میدهند» .
یافتههای پژوهشی نیز این تحلیل را تأیید میکند. مطالعهای روی نوجوانان اسپانیایی نشان داد آنها در گروههای واتساپ بهطور مکرر با محتوای خشونتآمیز مواجه میشوند و شوخی بهعنوان یک استراتژی گفتمانی عمل میکند که محتوای خشن را «سبک» و «بیخطر» جلوه میدهد و عادیسازی را تسریع میکند . همچنین مطالعهای دیگر نشان داد مواجهه مکرر با خشونت آنلاین به حساسیتزدایی، کاهش همدلی و عادیسازی رفتار پرخاشگرانه منجر میشود . از منظر روانشناختی، غیرفعالسازی اخلاقی (Moral Disengagement) یکی از مکانیسمهای کلیدی است که در آن فرد با توجیه رفتار خود، مسئولیت اخلاقی را از خود سلب میکند و همین موضوع، پرخاشگری آنلاین را تسهیل میکند .
نکته مهم دیگر اینکه نظارت بزرگسالان در این فضاها بسیار محدود است. مطالعهای نشان داد ۸۰ درصد نوجوانانی که محتوای مربوط به سلاح را دیدهاند، احساس امنیت کمتری در محله خود داشتند و ۵۸ درصد حمل سلاح را بهعنوان بخشی عادی از زندگی روزمره میدیدند . مختارپور نیز تأکید کرد: «شکاف نسلی و گسست فرهنگی باعث شده خانواده در برخی موارد نتواند کارکرد جامعهپذیری خود را بهدرستی ایفا کند و جوانان به سمت خانوادههای جایگزین، یعنی دوستان یا گروههای آنلاین، گرایش پیدا کنند» .
خشم، سوخت تعامل است؛ الگوریتمها آن را پمپاژ میکنند
یک جامعهشناس با اشاره به تغییر کارکرد خانواده، گسترش فضای مجازی و تعمیق شکاف نسلی، این عوامل را از زمینههای مؤثر بر تغییر سبک زندگی و رفتار جوانان دانست.جامعهشناس و استاد دانشگاه، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره تغییرات سبک زندگی جوانان و افزایش برخی رفتارهای آسیبزا اظهار کرد: به عنوان پژوهشگر حوزه جامعهشناسی نباید صرفاً در سطح توصیف ظاهری پدیدههایی مانند مصرف مواد یا تغییر نوع پوشش متوقف شویم؛ این موارد تنها نمونههایی از تغییرات عمیقتر هستند و ریشههای ساختاری و معنایی آنها در لایههای زیرین جامعه قرار دارد.
وی افزود: از منظر جامعهشناسی تغییرات اجتماعی در ایران، این پدیده را میتوان از چند محور بررسی کرد که نخستین آن، بحران هویت و سیاست دیدهشدن است.
بحران هویت و تبدیل سبک زندگی به ابزار ابراز وجود
مختارپور گفت: در دنیای مدرن و بهویژه در ایران امروز، بدن و سبک زندگی به یکی از مهمترین میدانهای ابراز هویت تبدیل شده است. زمانی که جوان در ساختارهای رسمی امکان کافی برای بازنمایی خود و به رسمیت شناختهشدن پیدا نمیکند، به سمت اعتباربخشی فردی حرکت میکند.
وی ادامه داد: پوشش در چنین شرایطی صرفاً یک انتخاب زیباییشناختی نیست و میتواند به عنوان یک کنش اعتراضی یا راهی برای اعلام حضور در فضای عمومی عمل کند. فرد میخواهد بگوید «من هستم»، حتی اگر تلاشهایی برای یکسانسازی وجود داشته باشد.
این جامعهشناس با اشاره به تغییر ارزشها بیان کرد: در ادبیات جامعهشناسی معمولاً از گذار ارزشهای مادی به ارزشهای پسامادی صحبت میشود. جوان امروز، در مقایسه با نسلهای گذشته، ممکن است خودشکوفایی شخصی را بر هنجارهای جمعی و تجویزی اولویت دهد.
وی دومین محور را گسست از سنت و فقدان زیستجهان مشترک دانست و گفت: از منظر فلسفه اجتماعی، با وضعیتی مواجه هستیم که زیستجهان جوانان با زیستجهان نهادهای مرجع مانند خانواده، مدرسه و حاکمیت دچار شکاف شده است.
مختارپور افزود: به نوعی با فقدان معنای متعالی مواجه هستیم. در فلسفه اسلامی، سبک زندگی باید بر مدار معنا و غایتمندی شکل بگیرد؛ اما وقتی این معنا در روایتهای سنتی و رسمی برای جوان بازتولید نمیشود و از سوی دیگر روایتهای جهانی مدرنیته و پستمدرنیته از طریق شبکههای اجتماعی وارد زندگی او میشوند، جوان ممکن است با نوعی بیمعنایی مواجه شود.
وی گفت: در چنین شرایطی، مصرف میتواند به مثابه گریز از واقعیت عمل کند. مصرف موادی مانند گل، از نگاه برخی مصرفکنندگان، صرفاً با هدف لذتجویی نیست و ممکن است به عنوان راهبردی برای مدیریت اضطراب و فاصلهگرفتن موقت از فشارهای اجتماعی و اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد.
نقش الگوریتمها و گروههای مرجع جدید
این جامعهشناس با اشاره به نقش فضای مجازی اظهار کرد: ما با قدرت فزاینده الگوریتمها مواجه هستیم. برخی رفتارها و سبکهای نوظهور از طریق شبکههای اجتماعی عادیسازی و تکثیر میشوند.
وی ادامه داد: در فضای مجازی، اکوچمبرها یا اتاقهای پژواک شکل میگیرند و جوانان گروههای مرجع جدیدی پیدا میکنند که لزوماً با ارزشهای خانواده یا جامعه همسو نیستند. وقتی جوان در شبکه اجتماعی با مصرف مواد یا سبک خاصی از پوشش به عنوان یک هنجار گروهی مواجه میشود، برای حفظ تعلق خود به آن گروه ممکن است از آن رفتار الگوبرداری کند.
مختارپور فشار همسالان را در فضای دیجیتال مهم دانست و گفت: این فشار در مقیاس جهانی و در فضای دیجیتال میتواند بسیار قدرتمند عمل کند.
تغییر کارکرد خانواده و تعمیق شکاف نسلی
وی چهارمین محور را تغییر در کارکرد خانواده عنوان کرد و افزود: در الگوهای سنتی، خانواده میانجی میان فرد و جامعه بود، اما امروز خانوادهها در انتقال ارزشها با دشواریهایی مواجه شدهاند.
این استاد دانشگاه گفت: شکاف نسلی و گسست فرهنگی باعث شده خانواده در برخی موارد نتواند کارکرد جامعهپذیری خود را بهدرستی ایفا کند و جوانان به سمت خانوادههای جایگزین، یعنی دوستان یا گروههای آنلاین، گرایش پیدا کنند.
مختارپور درباره راهکارهای مواجهه با این وضعیت اظهار کرد: این پدیدهها نباید صرفاً به عنوان پدیدههایی منفی و با برخورد تنبیهی مورد توجه قرار گیرند. راهکارها باید هم در سطح بازسازی عاملیت جوانان و هم در حوزه گفتوگوی بیننسلی دنبال شوند.
وی افزود: باید فضاهایی ایجاد شود که جوان در آنها احساس دیدهشدن و تأثیرگذاری داشته باشد. جوانی که در فعالیتهای اجتماعی، هنری یا مدنی واقعی مشارکت میکند، کمتر نیاز پیدا میکند هویت خود را از طریق رفتارهای آسیبزا بسازد.
این جامعهشناس تأکید کرد: در حوزه گفتوگوی بیننسلی نیز باید از الگوی اطاعت صرف به سمت گفتوگو و شنیدن حرکت کنیم. مادامی که صدای جوان شنیده نشود و او به عنوان یک فاعل و کنشگر به رسمیت شناخته نشود، این گسست عمیقتر خواهد شد.
پرخاشگری و زبان رکیک؛ نشانهای از یک بحران اجتماعی
مختارپور در ادامه درباره افزایش پرخاشگری و استفاده از زبان رکیک در فضای عمومی گفت: نباید این رفتارها را صرفاً فساد اخلاقی فردی تلقی کرد؛ بلکه با پدیدهای اجتماعی مواجهیم که از تلاقی چند بحران در سطوح مختلف شکل گرفته است.
وی با اشاره به نظریه آنومی یا بیهنجاری اظهار کرد: زمانی که میان اهداف فرهنگی مانند موفقیت، ثروت و جایگاه اجتماعی و ابزارهای قانونی برای رسیدن به آنها مانند شغل مناسب، آموزش و عدالت شکاف عمیقی ایجاد شود، جامعه دچار آنومی میشود.
مختارپور افزود: در چنین شرایطی، احساس بیعدالتی و درماندگی افزایش مییابد. وقتی جوان احساس کند با وجود تلاش، راهی برای رسیدن به استانداردهای مطلوب زندگی ندارد، ممکن است خشم انباشته در او شکل بگیرد. اگر این خشم راهی برای تخلیه یا اعتراض سازنده پیدا نکند، میتواند به شکل پرخاشگری و رفتارهای خارج از هنجار بروز کند.
این جامعهشناس گفت: خانواده نخستین جایی است که کودک در آن مهارتهای تنظیم هیجان و قواعد معاشرت را یاد میگیرد. تغییر در ساختار خانواده، مشکلات اقتصادی، طلاق یا مشغله زیاد والدین میتواند فرایند جامعهپذیری را با اختلال مواجه کند.
وی افزود: در برخی خانوادهها والدین بیش از حد سختگیر هستند که میتواند به شورش جوانان منجر شود و در برخی دیگر، والدین در تعیین مرزهای رفتاری و آموزش آنها بیش از اندازه تساهل به خرج میدهند. هر دو وضعیت میتواند در شکلگیری نسلی که مرزهای رفتاری را به خوبی نمیشناسد، مؤثر باشد.
فضای مجازی و عادیشدن پرخاشگری
مختارپور نقش رسانههای اجتماعی را نیز مهم دانست و اظهار کرد: در فضای مجازی، رفتارهای تند و جنجالی به دلیل ایجاد تعامل بیشتر، گاهی بیشتر دیده میشوند. وقتی جوان میبیند افراد پرخاشگر یا کسانی که از زبان تند استفاده میکنند، توجه و واکنش بیشتری دریافت میکنند، ممکن است این رفتار را به عنوان راهبردی برای دیدهشدن یاد بگیرد.
وی ادامه داد: گمنامی در فضای سایبری نیز میتواند احساس مصونیت ایجاد کند و فرد در شرایطی که تصور میکند پیامدهای رفتار خود را متحمل نمیشود، پرخاشگری خود را آزادانهتر ابراز کند.
این استاد دانشگاه گفت: الگوهای رفتاری از طریق مشاهده یاد گرفته میشوند. در گذشته، الگوهای مرجع بیشتر شخصیتهای اخلاقی، علمی یا ملی بودند، اما امروز بخشی از الگوهای جوانان را افرادی در فضای سایبری تشکیل میدهند که ممکن است بدون برخورداری از تخصص یا ارزشهای اخلاقی مشخص، صرفاً از طریق جنجالآفرینی به شهرت برسند.
وی افزود: در چنین شرایطی، ممکن است پرخاشگری در ذهن بخشی از نسل جدید به عنوان ابزاری برای موفقیت و دیدهشدن معنا پیدا کند.
پایان/*
ببین و بخون را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.