04:46 - 2026/10/05

شی جین‌پینگ درباره ترامپ چگونه فکر می‌کند؟

فارین پالسی با انتشار یادداشتی نوشت: یکی از مهم‌ترین نتایج نشست اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در واشنگتن، موضوعی است که احتمالا به این زودی‌ها، و شاید هرگز، از آن مطلع نخواهیم شد. این موضوع نه به ناک...

شی جین‌پینگ درباره ترامپ چگونه فکر می‌کند؟

فارین پالسی با انتشار یادداشتی نوشت: یکی از مهم‌ترین نتایج نشست اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در واشنگتن، موضوعی است که احتمالا به این زودی‌ها، و شاید هرگز، از آن مطلع نخواهیم شد.

این موضوع نه به ناکامی هیات‌های دو کشور در انتشار بیانیه مشترک مربوط می‌شود و نه حتی به اختلافات گسترده میان روایت‌هایی که هر یک از طرفین درباره مذاکرات خود ارائه کردند. موضوع در واقع مربوط است به ارزیابی‌های محرمانه شی جین‌پینگ به دو پرسش مرتبط با یکدیگر: ترامپ در عمق وجود خود چه کسی است و وضعیت ایالات متحده به‌عنوان ابرقدرت مستقر جهان چگونه است؟

چین فریب نمی‌خورد!

این نشریه در ادامه آورد: پاسخ به پرسش نخست، به‌مراتب آسان‌تر است: چاپلوسی‌های غیرعادی ترامپ از شی، رفتار تشریفاتی و استقبال در سطح انداختن فرش قرمز و تعریف و تمجید مداوم از رئیس‌جمهوری چین، به هیچ وجه نمی‌تواند این دو رهبر را به دوستان واقعی تبدیل کند؛ هرچند ترامپ ظاهرا به این موضوع باور دارد.

چین، مانند هر کشور دیگری، طی دهه‌ها مرتکب خطاها و محاسبات اشتباه بسیاری شده، اما در دوران پس از مائو، سیاست‌های خود را از طریق فرایندی منضبط تدوین کرده که هدف آن ارزیابی سنجیده و عقلانی از منافع چین ــ یا دست‌کم منافع حزب کمونیست چین ــ است. دوستی به معنای معمول و شخصی آن، نقش چندانی در این فرایند ندارد. حتی مناسبات نمایشی و صمیمانه میان شی و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، را نیز می‌توان در همین چارچوب دید؛ روسیه در شرایط کنونی متحدی تاکتیکی برای پکن محسوب می‌شود.

اما یک گمانه‌زنی دیگر، که طبیعتا با عدم قطعیت بیشتری همراه است، آن است که شی شاید از تماشای نمایش ترامپ و برداشت او از مفهوم رهبری اقتدارگرا، سرگرم شده باشد.

وقتی شی ترامپ را به سخره می‌گیرد

در تحلیل‌های سیاسی آمریکا این دیدگاه رواج یافته که ترامپ در رویا خود را پادشاهی با اختیاری گسترده می‌بیند. استفاده افراطی او از طلا و علاقه‌اش به ساخت بناهای یادمانی، به‌ویژه بناهایی که امیدوار است نام خودش را برای نسل‌های آینده بر آنها ثبت کند را چگونه می‌توان به شکل دیگری تفسیر کرد؟

اما هنگامی که ترامپ شی را در کاخ سفید همراهی می‌کرد و با افتخار از سکوی بالگرد و تالار بزرگی که در دست ساخت بود سخن می‌گفت، وسوسه می‌شویم تا بگوییم که شی احتمالا او را فردی ساده‌لوح تصور کرده است. شی طی بیش از ۱۳ سال گذشته قدرت گسترده‌ای را در دستان خود متمرکز کرده، اما تقریبا هیچ بخشی از انرژی او صرف نمایش عظمت شخصی و خودبزرگ‌نمایی نشده است.

شی همچنین به احتمال بالا برداشت خوبی از همتای آمریکایی خود نداشته بالاخص در شرایطی که ترامپ او را از میان سالنی عبور داد که دیوارهای زراندود آن با تصاویر روسای‌جمهور آمریکا تزئین شده بود. تصاویر به ترتیب صعودی نصب شده بودند و تصویر ترامپ در بالاترین نقطه قرار داشت.

همین صحنه به خودی خود می‌توانست زننده باشد، اما رهبر چین، مثل همیشه با چهره‌ای خونسرد و بی‌احساس، در کنار ترامپ ایستاد؛ در حالی که رئیس‌جمهور آمریکا مقابل قاب مربوط به سلف خود، جو بایدن، مکث کرد. اما به جای تصویر بایدن، عکسی از یک دستگاه «اتوپن» قرار داشت؛ دستگاهی که بایدن، همانند برخی روسای‌جمهور پیشین آمریکا، بارها برای امضای اسناد رسمی از آن استفاده کرده بود.

اشتباه فاحش ترامپ

آنچه ترامپ ظاهرا از آن غافل بود آن است که سیاست داخلی و روابط بین‌الملل در بالاترین سطوح، مستلزم تفکیک دقیق این دو حوزه از یکدیگر است؛ همان اصل دیرینه‌ای که در ادبیات سیاست خارجی آمریکا با این تعبیر بیان می‌شود که «سیاست در کرانه آب متوقف می‌شود»؛ یعنی اختلافات سیاسی داخلی نباید در عرصه روابط خارجی کشور بازتاب پیدا کند.

شی در اکتبر ۲۰۲۲ زمانی خبرساز شد که هو جینتائو، رئیس‌جمهور پیشین چین، را در برابر چشمان کنگره حزب کمونیست و عالی‌ترین مقام‌های این حزب از جلسه خارج کرد؛ اقدامی که در کشوری که اختلافات داخلی معمولا در معرض دید عموم قرار نمی‌گیرد، نشانه‌ای نادر از شکاف درونی بود.

با این حال، تصور اینکه شی در خارج از کشور آشکارا درباره یکی از روسای‌جمهور پیشین چین بدگویی کند، تقریبا غیرممکن است. دلیل آن این است که او، مانند رهبران بسیاری از کشورهایی که درک تثبیت‌شده‌ای از کشورداری دارند، می‌داند که یکی از نخستین وظایف یک رهبر در سفرهای خارجی، ارائه تصویری یکپارچه از کشور و نظام سیاسی خود است.

دست‌کم، شی احتمالا زمانی که ترامپ در حضور او به رسانه‌های آمریکا حمله کرد و حسادت آشکار خود را نسبت به این واقعیت نشان داد که رسانه‌های چینی همان چیزی را گزارش می‌کنند که پکن می‌خواهد، عمیقا سردرگم به نظر رسیده است.

وقتی واقعیت‌ها دست کم گرفته می‌شود

ترامپ ظاهرا تصور می‌کند رسانه‌های حامی دولت ماحصال سانسور در چین است. اما شی باور دیگری دارد. تفاوت میان نظام رسانه‌ای آمریکا و چین ریشه در تفاوت‌های بنیادین میان دموکراسی و دیکتاتوری دارد.

با این حال، موضوع عمیق‌تری نیز در میان است: آزادی مطبوعات در آمریکا که قانون اساسی آن را تضمین کرده، مدت‌هاست نه فقط بازتاب‌دهنده حاکمیت قانون، بلکه بازتاب‌دهنده اعتمادبه‌نفس عمیق‌تر ملی در نظامی است که از منتقدان خود هراس ندارد.

از همین رو، سوال این است، آیا شی به این نتیجه رسیده که نه تنها شاهد تبدیل شدن یک رئیس‌جمهور به چهره‌ای کاریکاتوری است، بلکه شاهد نشانه‌های فزاینده وجود دارد مبنی بر این که این کشور مسیر خود را گم کرده است؛ کشوری که حتی آن اعتمادبه‌نفسی را که رهبران چین برای مدت طولانی به آن احترام گذاشته و حتی به آن غبطه خورده‌اند، از دست داده است.

برای مقایسه، می‌توان نحوه عملکرد هر یک از این دو رهبر را در راس دو نظام کاملا متفاوت بررسی کرد.

تفاوت سبک حکمرانی

حکمرانی شی را باید تلاشی راهبردی و به‌شدت مصمم برای تصاحب قدرتی تقریبا مطلق دانست. از نگاه برخی، این روند حتی پیش از آنکه شی در اواخر سال ۲۰۱۲ رهبری چین را برعهده بگیرد، آغاز شده بود؛ زمانی که او در سپتامبر همان سال حدود دو هفته از انظار عمومی ناپدید شد. بر اساس گزارش‌های متعدد، او از این اقدام برای گرفتن تعهد از مقام‌های سالخورده حزب استفاده کرد تا قدرتی بسیار فراتر از آنچه رهبران تازه‌منصوب‌شده در دوران پس از مائو در اختیار داشتند، به او واگذار شود.

شی از آن زمان تاکنون، کارزارهای گسترده مبارزه با فساد را به‌طور روشمند به کار گرفته؛ نه فقط برای مقابله با فساد، بلکه برای حذف مقام‌های حزبی که وفاداری آنها را قطعی نمی‌دانست. او همین رویکرد را در قبال فرماندهی ارشد ارتش چین نیز در پیش گرفته و شمار زیادی از برجسته‌ترین فرماندهان نظامی کشور را زندانی یا بازنشسته کرده است.

این رویکرد، در کنار اقدامات دیگر، به شی امکان داده به‌طور نامحدود در قدرت باقی بماند و محدودیت سنتی دو دوره پنج‌ساله را که از زمان مائو برقرار بود، کنار بگذارد. رویکرد شی به قدرت را می‌توان به شیوه‌ای تشبیه کرد که مار بوآ طعمه خود را از پا درمی‌آورد: با فشاری تدریجی اما بی‌وقفه که به‌مرور حلقه محاصره را تنگ‌تر می‌کند.

هیچ‌یک از این موارد به این معنا نیست که شی کشورش را در مسیر درستی هدایت می‌کند یا اینکه تداوم صعود چین امری قطعی است و این کشور فاقد تناقضات عمیق داخلی است. اما همین نکته را نمی‌توان درباره ایالات متحده در دوران ترامپ نیز با قطعیت مطرح کرد.

کارآموز ریاست‌جمهوری

دشوار است به این نتیجه برسیم که اقدامات ترامپ، به‌ویژه در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش، در نهایت به سود ایالات متحده تمام خواهد شد و بخش قابل‌توجهی از بدبینی‌مان در این زمینه به سبک رهبری او بازمی‌گردد.

در مقایسه با شی، ترامپ مانند یک تازه‌کار تمام‌عیار به نظر می‌رسد: فردی کم‌علاقه به کسب اطلاعات و فاقد شناخت کافی که بر اساس غریزه و هوس‌های خود تصمیم می‌گیرد؛ فردی تکانشی با انضباط شخصی اندک که به‌طور معمول از ستایش عظمت، زیرکی و خرد ادعایی خود لذت می‌برد.

برای کسانی که ممکن است این توصیف را بیش از حد تند بدانند، کافی است به انتقاد اخیر پیتر تیل، میلیاردر و یکی از بزرگ‌ترین حامیان مالی حزب جمهوری‌خواه در سال‌های اخیر، از عملکرد رهبری ترامپ توجه کرد.

تیل معتقد است دولت دوم ترامپ برای جبران افراطی درگیری‌های داخلی دولت نخست، آزمون‌های وفاداری را تحمیل کرده که به گفته او، نتیجه‌اش تشکیل «دولتی متشکل از افرادی نه‌چندان باهوش اما وفادار» است.

پیامدهای راهبردی این انتخاب اکنون در صحنه جهانی در حال آشکار شدن است؛ از ایران و خاورمیانه گسترده‌تر گرفته تا اوکراین و شرق آسیا.

در نتیجه، ترامپ یکی از خطرناک‌ترین محاسبات اشتباه احتمالی شی را محتمل‌تر کرده است. اکنون ممکن است شی بیش از گذشته مستعد آن باشد که توانایی و قدرت خود و همچنین قدرت چین را بیش از اندازه برآورد کند؛ برای مثال، در مناقشات و اقدامات قدرت‌محور مرتبط با تایوان یا ژاپن. در عین حال، ممکن است احتمال احیای ایالات متحده پس از شکست‌های خودآسیب‌زننده دوران ترامپ را کمتر از واقع ارزیابی کند؛ احیایی که در هر شرایطی آسان نخواهد بود.

مطالب مرتبط

فروشگاه برنجستان
آخرین اخبار