به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ببین و بخون؛پژوهشهای روانشناسی اجتماعی نشان میدهد شاید همسر آینده شما نه به دلیل جاذبه یا شباهتهای شخصیتی، بلکه صرفاً به خاطر جایی که فردا کنار او مینشینید وارد زندگیتان شود.
- بسیاری از روابط عاطفی موفق، بیش از آنکه نتیجه «تقدیر» یا «سازگاری کامل» باشند، محصول نزدیکی و تکرار دیدارها هستند.
- تحقیقات روانشناسی نشان میدهد صرف دیدن مکرر یک فرد، حتی بدون تعامل خاص، میتواند احساس علاقه را افزایش دهد.
- مجاورت شانس شکلگیری رابطه را بالا میبرد، اما تضمینکننده عشق یا ازدواج نیست.
تقریباً در هر داستان عاشقانه، بخشی از ماجرا به شانس مربوط میشود؛ بخشی که معمولاً کسی به آن توجه نمیکند.
یک شماره صندلی، همخانهای که در آخرین لحظه تغییر کرد، انتقال به یک بخش دیگر در محل کار یا حتی نشستن اتفاقی کنار فردی در کلاس.
اغلب افراد تصور میکنند آنچه رابطه را شکل داده، احساسات و سازگاری بوده و این اتفاقات صرفاً نقش پسزمینه را داشتهاند.
اما روانشناسی اجتماعی نزدیک به ۷۰ سال است که این فرض را بررسی میکند و نتایج آن تا حدی غافلگیرکننده است.
پژوهشها نشان میدهند صرفِ نزدیک بودن به یک فرد، حتی اگر هیچ عامل دیگری وجود نداشته باشد، میتواند علاقه میان دو نفر را افزایش دهد.
نکته مهم این است که این مطالعات قصد نداشتند نشان دهند نزدیکی از ظاهر یا علایق مشترک مهمتر است؛ بلکه نشان دادند تنها عامل «مجاورت» نیز بهتنهایی اثر قابل توجهی بر شکلگیری روابط دارد.
نخستین شواهد؛ یک مجتمع مسکونی در نزدیکی MIT
یکی از مشهورترین پژوهشها در سال ۱۹۵۰ توسط لئون فستینگر، استنلی شاختر و کورت بک انجام شد.
آنها زندگی دانشجویان متأهل مقطع تحصیلات تکمیلی را در مجتمع مسکونی «وستگیت وست» نزدیک مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) بررسی کردند.
ساکنان تقریباً بهصورت تصادفی در واحدهای مختلف اسکان داده شده بودند.
وقتی از آنها خواسته شد نزدیکترین دوستان خود را معرفی کنند، حدود دو سوم افراد، همسایههایی را نام بردند که فقط چند واحد با آنها فاصله داشتند.
همچنین کسانی که خانهشان کنار راهپله یا صندوقهای پستی قرار داشت، دوستان بیشتری نسبت به افرادی داشتند که در انتهای راهرو زندگی میکردند.
به بیان دیگر، الگوی رفتوآمد افراد، بیش از ویژگیهای شخصیتی آنها در شکلگیری دوستیها نقش داشت.
مطالعاتی که با تغییر جای نشستن انجام شدند
سالهای بعد پژوهشگران برای بررسی دقیقتر این موضوع، آزمایشهای کنترلشدهتری طراحی کردند.
در سال ۱۹۷۴، مدی سیگال دانشجویان یک مرکز آموزش پلیس در ایالت مریلند را بررسی کرد؛ جایی که اتاقهای خواب و صندلیهای کلاس تنها بر اساس ترتیب حروف الفبای نام خانوادگی تعیین میشد.
نتیجه جالب بود؛ دوستیها نیز بر همان اساس شکل گرفته بودند.
در پژوهشی دیگر که سال ۲۰۰۸ منتشر شد، میتیا بک، استفان اشموکله و بوریس اگلوف نشان دادند حتی جای نشستن تصادفی دانشجویان در نخستین جلسه دانشگاه نیز میتواند پیشبینی کند که یک سال بعد چه کسانی یکدیگر را بیشتر دوست خواهند داشت.
مطالعهای بزرگتر که در سال ۲۰۲۱ روی ۲ هزار و ۹۶۶ دانشآموز در ۱۸۲ کلاس درس انجام شد نیز نشان داد:
نشستن کنار یک دانشآموز، احتمال دوستی متقابل را از حدود ۱۵ درصد به ۲۲ درصد طی یک نیمسال تحصیلی افزایش میدهد.
البته این پژوهشها درباره دوستی در مدارس و دانشگاهها بودند و هیچکدام تا مرحله ازدواج افراد را دنبال نکردند.
آشنایی مکرر؛ مهمتر از آن چیزی که فکر میکنیم
یکی از جالبترین مطالعات این حوزه در سال ۱۹۹۲ توسط ریچارد مورلند و اسکات بیچ انجام شد.
چهار زن با ظاهر نسبتاً مشابه، در یک کلاس پرجمعیت دانشگاه حضور پیدا کردند.
برخی هرگز در کلاس حاضر نشدند، برخی پنج جلسه، بعضی ده جلسه و گروهی دیگر پانزده جلسه در کلاس نشستند.
آنها اجازه نداشتند با هیچکس صحبت کنند.
در پایان ترم، از ۱۳۰ دانشجو خواسته شد تصاویر این چهار نفر را از نظر جذابیت ارزیابی کنند.
نتیجه شگفتآور بود.
هرچه حضور یک نفر در کلاس بیشتر بود، امتیاز جذابیت او نیز بالاتر میرفت.
پژوهشگران همچنین دریافتند تکرار دیدن یک فرد، احساس شباهت با او را نیز افزایش میدهد.
نکته مهم این بود که احساس شباهت، پس از علاقه شکل میگرفت، نه قبل از آن.
این یافته نشان میدهد گاهی آنچه ما «همروح بودن» یا «علایق مشترک» مینامیم، ممکن است نتیجه علاقهای باشد که قبلاً بر اثر حضور مکرر ایجاد شده است.
آیا تکرار همیشه اثر مثبت دارد؟
پاسخ منفی است.
فراتحلیلی که در سال ۲۰۱۷ روی نتایج ۸۱ پژوهش انجام شد، نشان داد رابطه میان تکرار دیدار و علاقه، به شکل منحنی است.
در ابتدا هرچه فردی را بیشتر ببینیم، علاقه افزایش پیدا میکند؛ اما پس از رسیدن به نقطهای مشخص، این روند متوقف شده و حتی ممکن است کاهش یابد.
بنابراین آشنایی مکرر تا حدی به ایجاد صمیمیت کمک میکند، اما اثر آن نامحدود نیست.
مجاورت، انتخاب را تعیین نمیکند؛ فرصت انتخاب را ایجاد میکند
پژوهشگران تأکید میکنند این مطالعات درباره میانگین رفتار گروهها هستند، نه پیشبینی سرنوشت یک فرد.
نزدیک بودن به یک نفر به این معنا نیست که او همسر آینده شما خواهد شد.
اما مجاورت باعث میشود آن فرد اصلاً وارد دایره انتخابهای شما شود.
واقعیت این است که بسیاری از افرادی که هرگز در مسیر روزمره زندگی ما قرار نمیگیرند، اصولاً فرصتی برای تبدیل شدن به شریک عاطفی پیدا نمیکنند.
در عصر شبکههای اجتماعی، مجاورت چه شکلی پیدا کرده است؟
ممکن است تصور شود با ظهور تلفنهای هوشمند و اپلیکیشنهای دوستیابی، نقش فاصله فیزیکی از بین رفته است.
اما پژوهشگران معتقدند این سازوکار فقط شکل خود را تغییر داده است.
امروزه بهجای آنکه همسایه یا همکلاسی را بارها ببینیم، چهره برخی افراد بارها در شبکههای اجتماعی و فیدهای آنلاین مقابل ما ظاهر میشود.
به بیان دیگر، الگوریتمها همان نقشی را بازی میکنند که دههها قبل راهروهای خوابگاه، کلاس درس یا محل کار ایفا میکردند.
جمعبندی
بیشتر افراد میتوانند با اطمینان بگویند به دنبال چه نوع شریک عاطفی هستند، اما کمتر کسی به این فکر میکند که چه عواملی تعیین کردهاند اصلاً با چه افرادی آشنا شود.
یافتههای روانشناسی نشان میدهد مجاورت و تکرار دیدارها، یکی از مهمترین عوامل شکلگیری روابط انسانی است؛ عاملی که شاید کمتر از آنچه شایسته است، مورد توجه قرار گرفته باشد.
پایان/*
.