01:36 - 2026/10/04

درس چرنوبیل برای نبرد هوش مصنوعی آمریکا و چین

در حالی که رقابت آمریکا و چین برای تسلط بر فناوری‌های پیشرفته به‌ویژه هوش مصنوعی شدت گرفته است، در واشنگتن این نگرانی مطرح می‌شود که وضع مقررات سخت‌گیرانه برای شرکت‌های فناوری ممکن است سرعت نوآوری آمریکا را کاهش دهد و به رقیب چینی فرصت پی...

درس چرنوبیل برای نبرد هوش مصنوعی آمریکا و چین

در حالی که رقابت آمریکا و چین برای تسلط بر فناوری‌های پیشرفته به‌ویژه هوش مصنوعی شدت گرفته است، در واشنگتن این نگرانی مطرح می‌شود که وضع مقررات سخت‌گیرانه برای شرکت‌های فناوری ممکن است سرعت نوآوری آمریکا را کاهش دهد و به رقیب چینی فرصت پیشی گرفتن بدهد. اما این تصور بر یک پیش‌فرض نادرست بنا شده است: اینکه رقابت فناوری الزاماً مستلزم کنار گذاشتن مقررات ایمنی است.

تجربه صنعت بانکداری و انرژی هسته‌ای آمریکا نشان می‌دهد که مقررات معقول می‌توانند نه‌تنها مانع رشد یک صنعت نشوند، بلکه با ایجاد استانداردهای مشترک و کاهش رفتارهای پرریسک، در بلندمدت به تقویت آن کمک کنند.

فناوری‌ قدرتمندتر از مقررات آن

مسئله اصلی در شکاف میان قدرت هوش مصنوعی و سطح نظارت دولتی بر آن است. در شرایط کنونی برای عرضه یک داروی جدید، آزمایش‌ها و مجوزهای دولتی گسترده‌ای وجود دارد، اما فناوری‌هایی که می‌توانند به سامانه‌های بانکی نفوذ کنند، شبکه‌های برق را مختل کنند یا حتی در ساخت سلاح‌های زیستی مورد استفاده قرار گیرند، ممکن است بدون یک ارزیابی مقدماتی دولتی در اختیار کاربران قرار گیرند.

جامعه در حال دست‌کم گرفتن ابعاد تحول هوش مصنوعی است. مقایسه این فناوری با انقلاب صنعتی، برق یا اینترنت نیز کاملاً کافی نیست؛ زیرا هوش مصنوعی برخلاف بسیاری از فناوری‌های پیشین می‌تواند به سرعت توانایی‌های خود را افزایش دهد و در حوزه‌هایی مانند حل مسائل ریاضی، تشخیص بیماری و طراحی سلاح به کار گرفته شود.

خطر اصلی نیز لزوماً این نیست که هوش مصنوعی «شرور» شود. مسئله مهم‌تر، امکان آن است که سامانه‌ای با دنبال کردن یک هدف مشروع، رفتاری بسیار قدرتمند، غیرقابل پیش‌بینی و مخرب از خود نشان دهد.

چرا خودتنظیمی کافی نیست؟

یکی از استدلال‌های محوری این است که نمی‌توان انتظار داشت شرکت‌های هوش مصنوعی به‌تنهایی سطح ایمنی مطلوب را تعیین کنند. اگر یک شرکت ماه‌ها برای آزمایش یک مدل قدرتمند وقت بگذارد، در حالی که رقبای آن بدون چنین محدودیتی محصول خود را عرضه کنند، شرکت محتاط ممکن است از نظر تجاری متضرر شود. بنابراین حتی اگر همه شرکت‌ها در سطح فردی خواهان ایمنی بیشتر باشند، ممکن است هیچ‌کدام حاضر نباشند نخستین شرکتی باشند که سرعت توسعه خود را کاهش می‌دهد.

این همان مسئله‌ای است که در اقتصاد و سیاست‌گذاری عمومی به «مسئله اقدام جمعی» شباهت دارد. از این منظر، مقررات دولتی می‌تواند استانداردی مشترک برای همه بازیگران ایجاد کند تا رعایت اصول ایمنی به یک مزیت منفی برای شرکت محتاط تبدیل نشود. به همین دلیل، پیشنهاد می‌‌شود بخشی از تدابیر ایمنی داوطلبانه‌ای که خود شرکت‌های فناوری پیشنهاد کرده‌اند، به الزامات قانونی تبدیل شود.

چین بدون مقررات حرکت نمی‌کند

یکی از مهم‌ترین استدلال‌های مخالف مقررات‌گذاری در آمریکا این است که هرگونه محدودیت داخلی به چین اجازه خواهد داد از آمریکا جلو بزند. این استدلال را بر پایه تجربه چین رد می‌‌شود. پکن نیز برای سامانه‌های قدرتمند هوش مصنوعی مقررات وضع کرده و شرکت‌ها را ملزم به انجام ارزیابی‌های امنیتی و رعایت محدودیت‌هایی در توسعه و به‌کارگیری این فناوری کرده است.

بنابراین، رقابت آمریکا و چین لزوماً رقابتی میان «هوش مصنوعی بدون مقررات» و «هوش مصنوعی تحت نظارت» نیست. هر دو کشور با مسئله تنظیم این فناوری روبه‌رو هستند، هرچند رویکردها و نظام‌های نظارتی آنها متفاوت است.

درس جنگ سرد و فناوری هسته‌ای

برای توضیح این موضوع، می‌توان به رقابت هسته‌ای آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ سرد اشاره کرد. در آن دوره، واشنگتن و مسکو در یک رقابت راهبردی شدید قرار داشتند، اما آمریکا همچنان برای نیروگاه‌های هسته‌ای غیرنظامی استانداردهای ایمنی و مجوزهای فدرال تعیین می‌کرد. در مقابل، ضعف فرهنگ ایمنی و نظارت در اتحاد جماهیر شوروی یکی از عواملی بود که به فاجعه چرنوبیل کمک کرد.

پس از این حادثه نیز آمریکا و شوروی در زمینه ایمنی هسته‌ای همکاری‌هایی را گسترش دادند؛ زیرا مشخص شد برخی خطرات فناوری‌های بسیار قدرتمند، فراتر از رقابت ژئوپلیتیکی میان کشورها هستند. از این منظر، هرچه رقابت شدیدتر و فناوری حساس‌تر باشد، نیاز به قواعد مشترک نیز بیشتر می‌شود.

تجربه بانک‌های آمریکایی

دومین نمونه، صنعت بانکداری آمریکا پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸ است. پس از بحران، واشنگتن مقررات جدیدی برای بانک‌ها وضع کرد؛ از جمله افزایش الزامات سرمایه، آزمون‌های فشار مالی و محدودیت‌هایی برای برخی رفتارهای پرریسک. در آن زمان، مدیران صنعت بانکداری نسبت به این مقررات اعتراض شدیدی داشتند و هشدار می‌دادند که مقررات جدید قدرت رقابت بانک‌های آمریکایی را کاهش خواهد داد.

اما بر اساس داده‌ای از کوارتز، در فاصله حدود سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۲، شش بانک بزرگ آمریکا مجموعاً ۶۴۳ میلیارد دلار سود به دست آوردند که رقمی بیشتر از سود آنها در دهه پیش از آن می باشد.

این بانک‌ها همچنین جایگاه جهانی قدرتمندتری پیدا کردند. ارزش بازار شش بانک بزرگ آمریکایی در مجموع از ارزش بازار ۲۰ بانک بزرگ اروپایی بیشتر شده است. برای نمونه، ارزش بازار جی‌پی مورگان چیس در اوایل دهه ۲۰۰۰ حدود ۴۰ درصد کمتر از اچ‌اس‌بی‌سی بود، اما امروز ارزش بازار جی‌پی مورگان از چهار بانک بزرگ اروپا در مجموع بیشتر است.

البته مقررات تنها عامل این موفقیت نبوده‌اند. سرعت بیشتر بهبود اقتصاد آمریکا، مشکلات اقتصادی اروپا و کاهش مالیات‌ها نیز در عملکرد بانک‌های آمریکایی نقش داشته‌اند.

مقررات به معنای توقف نوآوری نیست

نتیجه اصلی این است که بحث درباره هوش مصنوعی نباید میان «نوآوری» و «ایمنی» یک انتخاب مطلق ایجاد کند. مسئله این نیست که آمریکا یا باید به شرکت‌های فناوری اجازه دهد بدون هیچ محدودیتی فعالیت کنند یا اینکه با مقررات سنگین، صنعت هوش مصنوعی خود را فلج کند. گزینه سوم، ایجاد مقررات معقول و هدفمند است؛ مقرراتی که برای فناوری‌های قدرتمند استانداردهای ایمنی تعیین کنند، اما در عین حال امکان ادامه رقابت و نوآوری را باقی بگذارند.

در این چارچوب، چالش اصلی واشنگتن یافتن نقطه تعادل میان دو ضرورت است: حفظ سرعت نوآوری و جلوگیری از رقابت بی‌قاعده‌ای که شرکت‌ها را به کاهش استانداردهای ایمنی سوق دهد.

مطالب مرتبط

فروشگاه برنجستان
آخرین اخبار