به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ببین و بخون؛ در عصر جنگهای شناختی و نبرد روایتها، پیروزی در میدان دیپلماسی و عرصههای سیاسی تنها بخشی از مسیر موفقیت کشورهاست. آنچه این دستاوردها را ماندگار میکند، نحوه بازنمایی و روایت آن در رسانهها و افکار عمومی است. در شرایطی که رسانههای غربی همواره تلاش میکنند تحولات منطقهای و بینالمللی را از زاویه منافع خود تفسیر و روایت کنند، مسئولیت رسانههای داخلی برای تبیین واقعیتها و دفاع از منافع ملی دوچندان میشود.
زهرا شیخباقری، دانشجوی دکتری مدیریت رسانه و فعال رسانهای، در یادداشتی با عنوان «جنگ روایتها پس از توافق؛ مسئولیت تاریخی رسانههای ایرانی» به بررسی نقش و مسئولیت رسانهها در بازنمایی دستاوردهای ملی و ضرورت هوشیاری در برابر جنگ رسانهای و عملیات روانی دشمن پرداخته است که در ادامه میخوانید.
در دنیای امروز، هیچ جنگی با پایان درگیریهای میدانی به پایان نمیرسد. آنچه سرنوشت نهایی یک منازعه را تعیین میکند، روایتی است که پس از آن در ذهن افکار عمومی شکل میگیرد. به همین دلیل است که بسیاری از صاحبنظران ارتباطات معتقدند پیروزی واقعی تنها در میدان نبرد رقم نمیخورد، بلکه در میدان رسانه تثبیت میشود.
اکنون که توافق میان ایران و آمریکا در شرایطی حاصل شده که جمهوری اسلامی ایران توانسته است با اتکا به قدرت بازدارندگی، انسجام ملی و اقتدار دفاعی خود، طرف مقابل را به پذیرش واقعیتهای میدانی و سیاسی وادار کند، وظیفه رسانههای داخلی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. در چنین شرایطی، مسئله اصلی صرفاً بیان خبر توافق نیست؛ بلکه تبیین چرایی، زمینهها و دستاوردهای آن برای افکار عمومی است.
تجربههای تاریخی نشان داده است که قدرتهای بزرگ معمولاً تلاش میکنند حتی در زمان عقبنشینی یا پذیرش توافق، روایت پیروزی را به نام خود ثبت کنند. به همین دلیل ماشین رسانهای غرب از همان ساعات نخست پس از هر توافق یا تحول سیاسی، وارد میدان میشود تا تصویری متفاوت از واقعیت ارائه دهد؛ تصویری که در آن نقش قدرت و اقتدار طرف مقابل کمرنگ و سهم آمریکا و متحدانش پررنگ جلوه داده شود.
در چنین فضایی، رسانههای ایرانی نباید صرفاً مصرفکننده روایتهای تولیدشده در رسانههای خارجی باشند. بازنشر تحلیلهای جهتدار، برجستهسازی القائات رسانههای غربی و گرفتار شدن در فضاسازیهای هدفمند، عملاً به معنای واگذاری میدان روایت به طرف مقابل است. رسانه مسئول، رسانهای است که بتواند از زاویه منافع ملی به تحولات نگاه کند و تصویری دقیق، واقعبینانه و مبتنی بر واقعیات میدانی از آنچه رخ داده ارائه دهد.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند جهاد تبیین در عرصه رسانه هستیم. افکار عمومی باید بداند که دیپلماسی موفق، زمانی معنا پیدا میکند که پشتوانه قدرت داشته باشد. مذاکراتی که بدون اقتدار ملی انجام شوند، معمولاً به امتیازدهی یکطرفه منجر میشوند؛ اما دیپلماسی مبتنی بر قدرت، میتواند منافع ملی را تأمین کرده و حقوق کشور را تثبیت کند. از این منظر، توافق اخیر را نمیتوان جدا از مؤلفههای قدرت ایران در حوزههای دفاعی، منطقهای و راهبردی تحلیل کرد.
البته دفاع از منافع ملی به معنای نادیده گرفتن نقدهای کارشناسی نیست. رسانه حرفهای باید همزمان که از دستاوردهای کشور صیانت میکند، امکان گفتوگوی منطقی و نقد مسئولانه را نیز فراهم سازد. تفاوت اساسی میان نقد ملی و عملیات روانی دشمن در همین نقطه نهفته است؛ اولی برای اصلاح و تقویت کشور تلاش میکند و دومی در پی تضعیف اعتماد عمومی و مخدوش کردن تصویر اقتدار ملی است.
امروز میدان اصلی رقابت، میدان روایتهاست. اگر ما واقعیتهای قدرت و موفقیتهای خود را روایت نکنیم، دیگران این کار را از زاویه منافع خود انجام خواهند داد. رسانههای ایرانی، فعالان فضای مجازی، روزنامهنگاران و تحلیلگران کشور در برابر این مسئولیت تاریخی قرار دارند که اجازه ندهند دستاوردهای ملی در هیاهوی جنگ روانی و عملیات رسانهای غرب تحریف شود.
توافقها میآیند و میروند، اما آنچه در حافظه تاریخی ملتها باقی میماند، روایتی است که از آن توافق ساخته میشود. امروز زمان آن است که روایت اقتدار ایران را خودمان بنویسیم؛ روایتی مبتنی بر واقعیت، اعتماد به نفس ملی و باور به توانمندی کشوری که نشان داده است میتواند هم در میدان قدرت و هم در میدان دیپلماسی از منافع خود دفاع کند.
*قلم زهرا شیخباقری/ دانشجوی دکتری مدیریت رسانه
پایان/*
.