01:26 - 2026/09/04

تنگه هرمز و باب‌المندب محاسبات قدرت‌های جهانی را تحت تاثیر قرار داد

ژئوپلتیکال مانیتور با انتشار یادداشتی نوشت: در منازعات قرن بیست‌ویکم، مختل کردن زیرساخت‌های حیاتی لجستیکی اغلب از تهاجم نظامی متعارف اثربخشی راهبردی بیشتری دارد. اقتصادهای مدرن به تداوم جریان تجارت و انرژی وابسته‌اند و از همین رو، گلوگاه‌...

تنگه هرمز و باب‌المندب محاسبات قدرت‌های جهانی را تحت تاثیر قرار داد

ژئوپلتیکال مانیتور با انتشار یادداشتی نوشت: در منازعات قرن بیست‌ویکم، مختل کردن زیرساخت‌های حیاتی لجستیکی اغلب از تهاجم نظامی متعارف اثربخشی راهبردی بیشتری دارد. اقتصادهای مدرن به تداوم جریان تجارت و انرژی وابسته‌اند و از همین رو، گلوگاه‌های دریایی به اهدافی جذاب در جنگ ترکیبی تبدیل شده‌اند. تحولات در داخل و پیرامون تنگه هرمز نشان داده که اختلال در مسیرهای دریایی با چه سرعتی می‌تواند بازارهای جهانی انرژی را تحت تاثیر قرار دهد. ایران تنها با یک تصمیم سیاسی توانست به شکلی جدی بازار جهانی را مختل و فعل و انفعال های آن را تحت تاثیر قرار دهد.

جنگ ترکیبی از مسیر نیروهای نیابتی

این وبگاه در ادامه آورد: بازارهای جهانی انرژی اکنون با چالشی مشابه مواجه‌اند، اما این بار نه از طریق کنش مستقیم ایران، بلکه به واسطه محور مقاومت حامی تهران. ۲۰ ژوئیه، حوثی‌های حامی ایران در یمن، پس از حمله ۱۳ ژوئیه به فرودگاه بین‌المللی صنعا، محاصره دریایی عربستان سعودی را اعلام کردند. یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثی‌ها، این اقدام را واکنشی به آنچه محاصره ۱۲ ساله بنادر و فرودگاه‌های مناطق تحت کنترل حوثی‌ها در شمال‌غرب یمن از سوی عربستان خواند، توصیف کرد. نصرالدین عامر، معاون رئیس دفتر رسانه‌ای حوثی‌ها نیز در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که این گروه قصد دارد مانع عبور «کشتی‌های متخاصم سعودی» از این آبراه راهبردی شود.

این حملات مستقیما یکی از مسیرهای دریایی را تهدید می‌کند که پس از بی‌ثبات شدن تنگه هرمز، اهمیت آن به‌شدت افزایش یافته است. تنگه باب‌المندب که دریای سرخ را از طریق خلیج عدن به اقیانوس هند متصل می‌کند و میان یمن، جیبوتی و اریتره قرار دارد، اکنون به مسیر اصلی صادرات نفت خام عربستان تبدیل شده است.

مسیرهای جایگزین

از زمان تشدید درگیری میان آمریکا و ایران در فوریه سال گذشته، عربستان سعودی میلیون‌ها بشکه نفت در روز را به پایانه صادراتی خود در دریای سرخ منتقل کرده؛ اقدامی که در واکنش به اختلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز صورت گرفت. ریاض همچنین بهره‌برداری از خط لوله شرق ـ غرب را تا ظرفیت کامل آن، یعنی حدود ۷ میلیون بشکه در روز، افزایش داده است. این خط لوله نفت خام را از میادین نفتی شرق عربستان به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل و بدین ترتیب امکان دور زدن تنگه هرمز را فراهم می‌سازد.

بر اساس برخی برآوردها، بندر ینبع از ماه آوریل روزانه بیش از ۴.۵ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی جابه‌جا کرده که حدود ۷۰ درصد آن راهی بازارهای آسیایی می‌شود.

با این حال، دور زدن تنگه هرمز تنها بخشی از مشکل را حل می‌کند. اگرچه نفت عربستان می‌تواند از طریق خط لوله شرق ـ غرب به دریای سرخ برسد، برای دسترسی به بازارهای آسیایی همچنان باید از تنگه باب‌المندب عبور کند چرا که مسیر دریایی جایگزین و قابل اتکایی در جنوب وجود ندارد. در نتیجه، هرگونه اختلال در باب‌المندب عملا می‌تواند صادرات نفت عربستان را برای بار دوم مسدود و شوک عرضه‌ای را که پیش‌تر بر اثر کاهش دسترسی به هرمز ایجاد شده، تشدید کند.

پیامدهای این وضعیت فراتر از خود این گلوگاه دریایی خواهد بود. کاهش تردد از باب‌المندب می‌تواند کشتیرانی از مسیر کانال سوئز و خط لوله سوئز ـ مدیترانه (SUMED) را نیز مختل کند. در جریان اختلالات قبلی در دریای سرخ، مجموع جریان نفت از این مسیرها از حدود ۸.۸ میلیون بشکه در روز به ۴.۸ میلیون بشکه کاهش یافت؛ موضوعی که نشان می‌دهد بی‌ثباتی در یک گلوگاه دریایی چگونه می‌تواند به‌سرعت سراسر زنجیره تامین جهانی انرژی را تحت تاثیر قرار دهد.

داده‌های ردیابی شرکت تحلیلی کپلر نیز نشان می‌دهد این زنجیره اختلال در دور جدید تنش‌ها تا چه اندازه پیش رفته است. ۲۶ ژوئیه، تنها ۱۱ کشتی باری از باب‌المندب عبور کردند که کمترین میزان در چند ماه گذشته بود. این تنگه هنوز به‌طور کامل بسته نشده و برخی نفتکش‌ها همچنان ریسک عبور از آن را می‌پذیرند، اما سهم فزاینده‌ای از تردد دریایی در حال تغییر مسیر به سمت شمال و دور زدن قاره آفریقاست.

اهمیت ژئوپلیتیکی باب‌المندب

باب‌المندب یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان است و به‌عنوان دروازه‌ای میان تولیدکنندگان آسیایی و بازارهای اروپا و آمریکای شمالی عمل می‌کند. اهمیت این تنگه برای عرضه جهانی انرژی به‌ویژه از آن جهت است که مسیر اصلی انتقال نفت خام و گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) از خلیج فارس به سمت دریای سرخ، کانال سوئز و خط لوله سوئز ـ مدیترانه محسوب می‌شود.

بر اساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا، محموله‌های نفتی عبوری از گلوگاه‌های دریای سرخ، از جمله باب‌المندب، در نیمه نخست سال ۲۰۲۳ حدود ۱۲ درصد از کل تجارت دریابرد نفت و حدود ۸ درصد از تجارت جهانی LNG را تشکیل می‌داد.

در سال ۲۰۲۳، روزانه حدود ۹.۳ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور می‌کرد. با تشدید حملات حوثی‌ها در سال ۲۰۲۴، این رقم به حدود ۴.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت؛ کاهشی که آسیب‌پذیری این مسیر در برابر بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی را به‌خوبی نشان می‌دهد.

برخلاف تنگه هرمز که اهمیت راهبردی اش عمدتا از نقش این آبراه در انتقال انرژی ناشی می‌شود، باب‌المندب هم‌زمان یک گلوگاه انرژی و تجارت جهانی است. علاوه بر نفت و LNG، حدود ۱۰ درصد از تجارت دریابرد جهان از این مسیر عبور می‌کند؛ از جمله کالاهای کانتینری، محصولات تولیدی، مواد غذایی و قطعات صنعتی که میان آسیا و اروپا جابه‌جا می‌شوند.

در نتیجه، اختلال در باب‌المندب فقط بازارهای انرژی را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد، بلکه هزینه حمل‌ونقل دریایی را افزایش می‌دهد، زنجیره‌های تامین را با تاخیر مواجه می‌کند، فعالیت بنادر را مختل می‌سازد و فشارهای تورمی را در اقتصاد جهانی افزایش می‌دهد.

برخلاف تنگه هرمز که اهمیت راهبردی آن عمدتا به نقش آن به‌عنوان کریدور انرژی مربوط است، باب‌المندب هم‌زمان یک گلوگاه انرژی و تجارت جهانی محسوب می‌شود.

چرا مسدودسازی آبراه‌ها تنش‌ها را تشدید می‌کند؟

از منظری دیگر ریسک‌های جهانی به دلیل یکپارچگی بازار بین‌المللی نفت تشدید می‌شوند. نفت در یک بازار جهانی واحد معامله می‌شود؛ بازاری که در آن تولیدکنندگان نفت خود را به یک مجموعه مشترک عرضه می‌کنند و مصرف‌کنندگان نیز از همان بازار خرید می‌کنند. تولید و مصرف جهانی نفت هرکدام به‌طور متوسط حدود ۱۰۰ میلیون بشکه در روز است و ظرفیت مازاد تولید نیز تقریباً وجود ندارد. بنابراین، حتی اختلالی منطقه‌ای در عرضه می‌تواند به‌سرعت قیمت‌ها را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار دهد.

به همین دلیل از دست رفتن عرضه در یک گلوگاه راهبردی منطقه پیرامون آن را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد، بلکه توازن جهانی عرضه و تقاضا را نیز تغییر می‌دهد. همین مسئله توضیح می‌دهد که چرا اختلال در مسیرهای دریایی مانند هرمز یا باب‌المندب می‌تواند برای کشورهایی که کیلومترها از خاورمیانه فاصله دارند نیز پیامدهای فوری داشته باشد؛ از افزایش قیمت سوخت و هزینه حمل‌ونقل گرفته تا افزایش نااطمینانی اقتصادی.

ابعاد اختلال احتمالی زمانی بزرگ‌تر می‌شود که این دو گلوگاه را هم‌زمان در نظر بگیریم. حدود ۲۰ درصد از نفت خام منتقل شده از طریق دریا در جهان به طور معمول از تنگه هرمز عبور می‌کند و باب‌المندب نیز حدود ۱۰ درصد تجارت دریابرد نفت جهان و نزدیک به یک‌دهم تجارت کالا در جهان را پوشش می‌دهد.

اگر هر دو آبراه هم‌زمان دچار اختلال شوند، نزدیک به یک‌سوم تجارت دریابرد نفت جهان با محدودیت مواجه خواهد شد و یکی از مهم‌ترین کریدورهای تجاری میان آسیا و اروپا نیز به‌شدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. چنین وضعیتی نه‌تنها یک شوک انرژی، بلکه یک بحران گسترده‌تر در تجارت و لجستیک ایجاد می‌کند و پیامدهای زنجیره‌ای آن می‌تواند زنجیره‌های تامین جهانی، هزینه حمل‌ونقل، تورم و ثبات اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد.

باب‌المندب در چارچوب راهبرد آمریکا در قبال هرمز

نقش باب‌المندب با محاسبات واشنگتن درباره تنگه هرمز ارتباط تنگاتنگی پیدا کرده؛ زیرا این دو گلوگاه دیگر چالش‌های امنیتی جداگانه‌ای نیستند و بخشی از یک معادله راهبردی واحد را تشکیل می‌دهند. بنابراین، هرگونه تصمیم سازی آمریکا درباره هرمز احتمالا بر تحولات دریای سرخ نیز تاثیر خواهد گذاشت.

واشنگتن عملا با سه گزینه کلی مواجه است:

گزینه نخست، تداوم فرسایش تدریجی: حفظ محاصره بنادر ایران و تداوم فشار اقتصادی از طریق تحریم‌ها. این راهبرد اگرچه از خطرات تشدید گسترده تنش جلوگیری می‌کند، اما با کاهش مداوم ذخایر راهبردی نفت، نااطمینانی در بازارهای جهانی انرژی را طولانی‌تر خواهد کرد.

گزینه دوم، تشدید نظامی: از منظری دیگر یک کارزار گسترده‌تر چشم‌انداز محدودی برای دستیابی به نتیجه‌ای تعیین‌کننده به دنبال خواهد داشت. برآوردها نشان می‌دهد یک عملیات زمینی گسترده در امتداد سواحل خلیج فارس ایران به حدود ۱۰۰ هزار نیروی نظامی نیاز دارد؛ رقمی تقریبا دو برابر میزان نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه. از سوی دیگر، آمریکا بخش قابل‌توجهی از ذخایر موشک‌های رهگیر پاتریوت خود را در جریان مقابله با حملات موشکی و پهپادی ایران مصرف کرده است.

مهم‌تر از همه، گسترش درگیری احتمالا حوثی‌ها را به تشدید عملیات در دریای سرخ ترغیب خواهد کرد؛ اقدامی که فشار بیشتری بر باب‌المندب وارد کرده و تردد تجاری از این تنگه را بیش از پیش کاهش می‌دهد.

گزینه سوم، دستیابی به توافق از مسیر مذاکره: گزارش‌ها حاکی از آن است که در جریان مذاکرات با میانجیگری عمان، طرحی در حال بررسی است که بر اساس آن کشتی‌های عازم جنوب آزادانه تردد کنند، در حالی که عبور کشتی‌ها به سمت شمال مستلزم دریافت مجوز از تهران و پرداخت هزینه خدماتی مانند امنیت دریایی یا نظارت زیست‌محیطی باشد. چنین توافقی در کوتاه‌مدت واقع‌بینانه‌ترین مسیر برای بازگرداندن آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز به نظر می‌رسد.

با این حال، حتی در صورت موفقیت مذاکرات درباره هرمز، ثبات در باب‌المندب تضمین‌شده نخواهد بود. جبهه دریای سرخ از پویایی‌های سیاسی و نظامی خاص خود برخوردار است و کاهش پایدار تنش‌ها در این منطقه نیز به تفاهمی موازی میان عربستان سعودی و حوثی‌ها نیاز دارد.

برای ایران، حفظ فشار حوثی‌ها در دریای سرخ یک اهرم اضافی در مذاکرات فراهم می‌کند و باعث می‌شود پیشرفت در پرونده هرمز به‌تنهایی توانایی تهران برای اثرگذاری بر جریان انرژی منطقه را از بین نبرد.

از این منظر، باب‌المندب را نباید صرفا یک میدان مستقل پرتنش دانست؛ بلکه این تنگه نوعی ذخیره راهبردی فشار محسوب می‌شود که به ایران و متحدانش اجازه می‌دهد حتی در صورت دستیابی به توافق درباره هرمز، همچنان بخشی از قدرت چانه‌زنی خود را حفظ کنند.

مطالب مرتبط

فروشگاه برنجستان
آخرین اخبار