تحرکات گروهکهای تروریستی در مناطق مرزی ایران طی سالهای اخیر، همزمان با تغییر در شیوه فعالیت و تجهیزات مورد استفاده آنها، از موضوعاتی است که در حوزه امنیت کشور همواره مورد توجه بوده است. در این میان، شمالغرب و جنوبشرق ایران بهعنوان دو منطقه مرزی، هراز گاهی شاهد فعالیت گروهکهای مسلح و اقدامات مقابلهای نیروهای امنیتی و نظامی بودهاند.
برخی کارشناسان معتقدند تحرکات این گروهکها در سالهای اخیر از الگوی اقدامات پراکنده فاصله گرفته و در مواردی در چارچوب طراحیهای گستردهتر امنیتی قابل بررسی است؛ از جمله تلاش برای ایجاد ناامنی همزمان در چند نقطه مرزی و فراهم کردن امکان ارتباط میان این کانونها.
مرتضی سیمیاری، کارشناس مسائل سیاسی، نیز در ویژهبرنامه «سپهر سیاسی» خبرگزاری فارس با مرور سابقه فعالیت گروهکهای تروریستی در ایران، به تغییر شیوههای عملیاتی آنها، نحوه پشتیبانی و تجهیز این گروهکها و همچنین طرحهایی برای فعالسازی همزمان تروریستها در شمالغرب و جنوبشرق کشور دنبال شده، پرداخت.
پیوند تهدیدات سخت و نرم در طراحی دشمن
سیمیاری با اشاره به نقش گروهکهای تروریستی در طراحیهای امنیتی دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران، اظهار کرد: تروریسم گاهی پیشقراول رفتارهای سخت دشمن است و گاهی پس از اقدامات سخت، بهعنوان پیوست عملیاتی آن وارد میدان میشود.
وی با اشاره به تجربه گروهکهای تروریستی در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، افزود: گروهکهایی مانند فرقان، پیکار، چریکهای فدایی خلق و برخی گروهکهای فعال در مناطق شمالغرب و شمال کشور، پیش از آغاز برخی اقدامات سخت دشمن وارد صحنه شدند و در واقع مقدمهای برای این اقدامات بودند.
سیمیاری با اشاره به نقش سازمان منافقین در تحولات دهه ۶۰، گفت: منافقین نمونهای از تروریسم بهعنوان پیوست عملیاتی دشمن هستند؛ این گروهک فعالیتهای خود را از اقدامات شورشی و آنارشیستی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ آغاز کرد و سپس به ترور مسئولان سیاسی و اقدامات مسلحانه روی آورد و در ادامه بهعنوان ستون پنجم دشمن عمل کرد و در عملیات مرصاد، نقطه نهایی این روند را نشان داد.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به تحولات سالهای اخیر عنوان کرد: در ماجراهایی که دشمن علیه ایران طراحی کرده، تلاش شده تهدیدات سخت و نرم به یکدیگر پیوند داده شوند و شبکهای متشکل از هستههای تروریستی مسلح، اراذل و اوباش و برخی افراد ناآگاه در کنار یکدیگر قرار گیرند.
وی با اشاره به «جنگ رمضان» گفت: گروهکهای تروریستی مسلح به حامیان خود این وعده را داده بودند که اگر از بالا عملیات نظامی انجام شود، آنها نیز از پایین وارد عمل شده و بهصورت ستونکشیشده علیه مردم ایران اقدام کنند.
سیمیاری ادامه داد: گروهکهای فعال در شمالغرب کشور حتی وعده داده بودند از مناطق کردنشین عبور کرده، از زنجان و قزوین گذشته و خود را به تهران برسانند و با اشغال مراکز دولتی، نظامی و سیاسی، زمینه اجرای طرح دشمن را فراهم کنند.
وی افزود: از سال ۱۴۰۱ به بعد، پشتیبانی مالی و تسلیحاتی از این گروهکها افزایش پیدا کرد و تجهیزات و سلاحهای جدیدی در اختیار آنها قرار گرفت.
به گفته وی، در کشفیات اخیر، بخشی از سلاحهای مورد استفاده این گروهکها دارای منشأ آمریکایی و صهیونیستی بوده است.
تغییر تاکتیک گروهکها و «جهش ژنتیکی» تروریسم
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به تغییر تجهیزات و شیوه عملیات گروهکها گفت: فقط سلاحها تغییر نکرده، بلکه نوع پوشش، تجهیزات و مدل برنامهریزی عملیاتی آنها نیز دستخوش تغییر شده است؛ موضوعی که نشاندهنده برنامهریزی ویژه دشمن برای رشد و تحول پدیده تروریسم است.
سیمیاری از این روند با عنوان «جهش ژنتیکی در تروریسم» یاد کرد و افزود: در کریدور شمالغرب، هدف این بود که گروهکهای تروریستی با ایجاد ضربه و ناامنی، مسیر را برای اقدامات بعدی باز کنند و همزمان در جنوبشرق نیز فعالیتهایی صورت گیرد تا این دو کریدور در مرکز کشور به یکدیگر متصل شوند.
وی ادامه داد: مجاهدتهای نیروهای مسلح و اقدامات نیروهای قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) و قرارگاه قدس مانع از تحقق این طراحی شد و اجازه داده نشد این سناریو به مرحله اجرای گسترده برسد.
ناکامی طرح «مرصاد ۲»
سیمیاری با اشاره به تفاوت شرایط امروز با عملیات مرصاد گفت: در عملیات مرصاد، منافقین از مرز عبور کردند و در تنگه چهارزبر زمینگیر شدند؛ اما در آنچه میتوان از آن بهعنوان «مرصاد ۲» یاد کرد، اساساً اجازه شکلگیری چنین فضایی برای ستونکشی زمینی گروهکهای تروریستی داده نشد.
وی افزود: دشمن بارها روش خود را برای ورود و نفوذ به ایران تغییر داده، اما به دلیل افزایش سطح عملیات ضدتروریستی و استفاده از تاکتیکهای متعدد، در تحقق اهداف خود ناکام مانده است.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به وضعیت جنوبشرق کشور نیز اظهار کرد: بر اساس اطلاعاتی که مطرح شده، تروریستها در این منطقه یک عقبه حدود هزار و ۲۰۰ نفری داشتهاند و تلاش شده بود با اضافهکردن نیروهای دیگر، یک مجموعه حدود ۲ هزار نفری شکل بگیرد تا از چند نقطه مرزی وارد کشور شوند و در عمق خاک ایران پیشروی کنند.
هدف دشمن؛ ضربه به مرکز و فعالسازی پیرامون
سیمیاری با بیان اینکه هدف اصلی این طراحیها ضربهزدن به مرکز کشور بوده است، گفت: پروژه دشمن این بود که ابتدا به مرکز ضربه بزند و با هدف قرار دادن فرماندهان، مسئولان و مقامات عالیرتبه، نوعی گسل در مرکز ایجاد کند و سپس این ارتعاش را در پیرامون گسترش دهد تا گروهکهای تروریستی بتوانند در مناطق مرزی فعال شوند.
وی با اشاره به حملات به پاسگاهها و مواضع مرزی در شمالغرب کشور افزود: هدف از این اقدامات، باز کردن مسیر برای ورود تروریستها بود. حتی برای این گروهکها تجهیزات راهسازی از جمله لودر و گریدر در نظر گرفته شده بود تا در صورت مسدود بودن مسیر، امکان بازگشایی آن را داشته باشند.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: در جنوبشرق نیز تجهیزات مختلفی از جمله موتورسیکلت، خودروهای تویوتا و قایقهای تندرو برای گروهکهای تروریستی فراهم شده بود تا امکان جابهجایی و پیشروی آنها افزایش پیدا کند.
ضربه به مراکز فرماندهی تروریستها
سیمیاری با اشاره به اقدامات نیروهای مسلح علیه این شبکهها گفت: همزمان با آغاز عملیات آمریکاییها و صهیونیستها، نیروهای قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) به مراکز اصلی رشد، تجمیع و تکثیر تروریسم ضربه زدند.
وی افزود: مراکز فرماندهی، اتاقهای عملیات، محلهای نگهداری فرماندهان و خانههای امن گروهکها هدف قرار گرفت و این اقدامات موجب شد طراحی دشمن در شمالغرب و جنوبشرق کشور پیش از رسیدن به مرحله نهایی با شکست مواجه شود.
این کارشناس مسائل سیاسی در پایان با اشاره به وعدههای منافقین به حامیان خارجی خود گفت: منافقین در جریان جنگ ۱۲ روزه نیز وعده داده بودند که برای دشمن «هزار میدان» ایجاد خواهند کرد، اما در عمل نتوانستند به وعدههای خود عمل کنند.