از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
به گزارش AFP وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، روز یکشنبه تأکید کرد که برای جنگ آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران راهحل نظامی وجود ندارد و تنها مذاکرات مبتنی بر عدالت و انصاف میتواند به درگیری پایان دهد. او هشدار داد در صورت انتخاب مجدد مسیر رویارویی نظامی از سوی دشمنان، پاسخ ایران قویتر از گذشته خواهد بود و ایران با قدرت بیشتری از خود دفاع خواهد کرد. مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل برگزار شد و تهران هفت شرط برای بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرد؛ از جمله آتشبس در سراسر خاورمیانه، آزادسازی داراییهای ایران در خارج، لغو تحریمهای بخش نفت و پایان محاصره دریایی آمریکا. کاظم غریبآبادی اعلام کرد دیدگاه آمریکا درباره پیشنهاد ایران از طریق واسطهها منتقل شده و در حال بررسی است. اسماعیل بقایی نیز گفت ایران بر مسئله تنگه هرمز تمرکز دارد و برای بازگشایی آن، پایان اختلالات علیه کشتیرانی تجاری ایران و رفع تحریمها ضروری است.
به گزارش CNBC ایران روز یکشنبه بار دیگر تأکید کرد که تنگه هرمز تا زمانی که هفت شرط این کشور برای پایان جنگ با آمریکا محقق نشود، بازگشایی نخواهد شد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، گفت این شروط بر اساس تفاهمنامه اسلامآباد تعیین شدهاند و ایران امنیت ملی خود را با پیامهای مقامات آمریکایی تنظیم نخواهد کرد. بر اساس گزارش CNBC، دستکم دو کشتی در آبهای نزدیک عمان و ایران طی آخر هفته هدف قرار گرفتند. یک نفتکش حامل نفت خام روز شنبه در چهار مایلی شرق عمان هدف یک پرتابه ناشناس قرار گرفت و یک نفتکش دیگر نیز روز یکشنبه در تنگه هرمز هدف قرار گرفت که موجب آسیب به موتورخانه آن شد.
شرایط تهران برای عبور آزادانه کشتیها از تنگه هرمز شامل توقف «اقدامات تجاوزکارانه» آمریکا، پایان محاصره دریایی بنادر ایران و جنگ اقتصادی علیه این کشور و آزادسازی داراییهای ایران است. در مقابل، یکی از مطالبات اصلی آمریکا، برچیدن برنامه تسلیحات هستهای ایران عنوان شده است. این مقاله همچنین گزارش میدهد که حملات ادامهدار و احتمال تشدید درگیری، قیمت انرژی را در هفتههای اخیر افزایش داده و انتظارات تورمی جهانی و هزینه استقراض دولتها را تحت فشار قرار داده است.
رسانه های عربی
الجزیره در مقاله ای به این سوال پاسخ داد که سیاست دونالد ترامپ در قبال ایران چگونه از فشار سیاسی و اقتصادی به جنگ مستقیم رسیده است. نویسنده معتقد است خروج ترامپ از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ بیش از آنکه تصمیمی فنی باشد، بخشی از هویت سیاسی او و تلاش برای تمایز از باراک اوباما بود. سپس سیاست «فشار حداکثری»، تحریمها، ترور سردار سلیمانی و عملیات اسرائیل علیه ایران، مسیر تقابل را تشدید کرد.
از نگاه نویسنده، جنگهای سهگانه علیه ایران نشان میدهد واشنگتن تا حد زیادی تعریف اسرائیل از «تهدید» و «پیروزی» را پذیرفته است. او تأکید میکند که هدف واقعی ترامپ همچنان مبهم است: تغییر رفتار ایران، محدود کردن برنامه هستهای و موشکی و نفوذ منطقهای، یا تغییر نظام سیاسی.
مقاله هشدار میدهد که سناریوی «زمین سوخته» ممکن است با هدف تضعیف کامل توان بازسازی نظام ایران و قرار دادن آن در معرض درگیری داخلی یا فروپاشی باشد؛ امری که با تعریف ترامپ از «پیروزی» همخوانی دارد. برای تحقق آن، حملات متمرکز علیه باقیمانده مراکز قدرت و زیرساختهای حیاتی ایران، از جمله تأسیسات «کوه کلنگ» و مراکز امنیتی، محتمل است؛ اما این حملات ممکن است بهصورت غیرمتعارف و مبهم انجام شوند تا ایران نتواند بهروشنی عامل، شیوه و ماهیت حمله را شناسایی کرده و پاسخ مستقیم بدهد.
رأی الیوم در مقاله ای نوشت: پنج هفته پیشِ رو تا انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر و انتخابات میاندورهای آمریکا در ۳ نوامبر میتواند سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا را تعیین کند. محور اختلاف تنها بازگشایی تنگه هرمز نیست، بلکه ترتیب امتیازات است. بر اساس پیشنهاد ایران، روندی هفتروزه میتواند با رفع محدودیتها و اجازه صادرات نفت آغاز شود، در روز ششم به بازگشایی هرمز با هماهنگی عمان برسد و در روز هفتم به مذاکرات فوری هستهای منتهی شود؛ اما شرط تهران، آتشبس در همه جبههها، بهویژه لبنان است.
نویسنده تأکید میکند واشنگتن به دلیل تأثیر بحران هرمز بر قیمت انرژی و انتخابات، فوریت بیشتری برای توافق دارد، در حالی که تهران میتواند تا حدی روی عامل زمان حساب کند. اسرائیل خواهان اولویت یافتن پرونده هستهای است، اما ایران توقف جبههها و رفع فشار اقتصادی را مقدم میداند. در نهایت، خطر اصلی، ترتیب اقدامات و احتمال تغییر شرایط بر اثر تحولات نظامی پیش از انتخابات است.
المیادین در مقاله ای با استناد به دیدگاههای جان مرشایمر، استدلال میکند که راهبرد دولت ترامپ در قبال ایران، ترکیبی از فشار اقتصادی، تهدید نظامی و جنگ روانی است که هدف آن واداشتن تهران به تسلیم پیش از تشدید درگیری است.
مرشایمر معتقد است تصویرسازی رسانهای درباره افزایش قدرت نظامی آمریکا گمراهکننده است؛ زیرا شمار واقعی نیروهای رزمی زمینی آمریکا در منطقه بسیار محدود است و نیروی دریایی نیز بر اثر عملیات طولانیمدت فرسوده شده است. حتی استقرار ناوهای بیشتر نیز لزوماً نمیتواند نتیجهای متفاوت از حملات ۴۰روزه پیشین ایجاد کند و ایران همچنان توان وارد کردن خسارت سنگین به زیرساختهای نفتی منطقه را دارد.
به گفته نویسنده، از سوی دیگر، فشار اقتصادی بهتنهایی احتمالاً ایران را تسلیم نمیکند؛ زیرا تهران تهدید آمریکا و اسرائیل را وجودی میداند و در صورت تشدید فشار میتواند به زیرساختهای انرژی و آبشیرینکنهای منطقه حمله کند. بنابراین، نویسنده نتیجه میگیرد که «استراتژی فریب» ترامپ برای ترساندن ایران و القای شکست قریبالوقوع، احتمالاً شکست خواهد خورد.
رسانه های چین و روسیه
اینترفاکس گزارش داد که دریادار علی فدوی، نماینده سپاه پاسداران، اعلام کرده است نیروهای ایرانی ناوهای نیروی دریایی آمریکا را به فاصله حدود هزار کیلومتری از سواحل ایران عقب راندهاند. فدوی گفت این عقبنشینی در نتیجه توان نظامی ایران انجام شده و انتخاب آمریکا نبوده است.
وی همچنین اظهار داشت که هیچ کشتی آمریکایی در خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان و حتی بخش شمالی اقیانوس هند باقی نمانده و ناوهای آمریکا در برابر حملات موشکی سپاه «صددرصد آسیبپذیر» هستند.
این اظهارات در شرایطی مطرح شده که به نوشته اینترفاکس، محاصره دریایی بنادر ایران از سوی نیروی دریایی آمریکا ادامه دارد. فرماندهی مرکزی آمریکا هفته گذشته اعلام کرده بود که از ماه ژوئیه تاکنون ۱۲۵ کشتی تجاری را که قصد ورود یا خروج از بنادر ایران داشتهاند، برای اجرای رژیم محاصره رهگیری کرده است.
این گزارش، در کنار تحولات اخیر خلیج فارس، نشاندهنده تداوم تقابل دریایی ایران و آمریکا و اهمیت توان موشکی و دریایی ایران در محاسبات نظامی منطقه است. شینهوا گزارش داد که آمریکا تمامی بمبافکنهای بی-۱ خود را از پایگاه هوایی «فرفورد» در انگلیس خارج کرده و به پایگاههای داخل خاک آمریکا بازگردانده است. این تصمیم در پی نگرانیهای امنیتی درباره طرحهای احتمالی حمله به این پایگاه اتخاذ شده است.
بر اساس این گزارش، تا پیش از خروج، حدود ۱۲ فروند بمبافکن بی-۱ در فرفورد مستقر بودند؛ پایگاهی در شمالغرب لندن که بهعنوان یکی از مراکز مهم عملیات بمبافکنهای آمریکا علیه ایران مورد استفاده قرار میگرفت.
پنتاگون با تأیید جابهجایی این هواپیماها اعلام کرد تمامی بمبافکنهای آمریکایی مستقر در فرفورد به پایگاههای اصلی خود در آمریکا منتقل شدهاند. وزارت دفاع آمریکا دلیل این اقدام را ملاحظات امنیت عملیاتی عنوان کرده است.
این جابهجایی پس از بازداشت شش مظنون در ارتباط با یک طرح احتمالی حمله به پایگاه فرفورد انجام شد؛ مقامهای آمریکایی و انگلیسی اعلام کردهاند این حمله هفته گذشته خنثی شده است.
اهمیت این تحول در شرایط جنگ ایران و آمریکا، به نقش فرفورد در استقرار و پشتیبانی از بمبافکنهای راهبردی آمریکا بازمیگردد. خروج تمامی بی-۱ها از این پایگاه، در عین حال که لزوماً به معنای کاهش توان تهاجمی آمریکا نیست، نشاندهنده افزایش ملاحظات امنیتی پیرامون زیرساختهای مورد استفاده واشنگتن در عملیات منطقهای است.