ز آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
روزنامه گاردین در تحلیلی به قلم محمد بزی، استاد دانشگاه نیویورک، نوشت که جنگ آمریکا علیه ایران به طور خطرناکی از کنترل خارج شده است. به نوشته این تحلیلگر، دونالد ترامپ به جای دستیابی به یک جنگ سریع برای سرنگونی حکومت ایران، مناقشهای منطقهای به راه انداخته که اکنون به پنج کشور دیگر نیز گسترش یافته و خطر ایجاد یک رکود جهانی را به همراه دارد.
این گزارش، پیوستن عربستان سعودی به حملات هوایی آمریکا در عراق علیه نیروهای حشد الشعبی را که به کشته شدن ۲۰ تن انجامید، «جدیترین تشدید تنش» میخواند و با یادآوری ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس در سال ۲۰۲۰، هشدار میدهد که این اقدام، توازن شکننده قدرت در عراق را تضعیف کرده است. همزمان، عربستان سعودی با متهم کردن ایران به تشویق انصارالله یمن برای تشدید حملات، برای یک «حمله نظامی بزرگ» علیه این جنبش برنامهریزی میکند و ۱۴ کشور را برای تشکیل یک «ائتلاف دفاع دریایی» در دریای سرخ گرد هم آورده است.
گاردین میافزاید که اقتصاد عربستان سعودی نیز از این جنگ به شدت آسیب دیده و تولید ناخالص داخلی این کشور در سهماهه دوم ۲۰۲۶ نزدیک به ۵ درصد کاهش یافته است. در پایان، این تحلیل با یادآوری فاجعه انسانی جنگ هفتساله یمن که به کشته شدن ۳۷۷ هزار نفر انجامید، هشدار میدهد که آتشبس شکننده با انصارالله در آستانه فروپاشی است و این نیز «قربانی دیگری از جنگ فاجعهبار ترامپ علیه ایران» خواهد بود.
روزنامه نیویورک تایمز در تحلیلی به قلم استیون ارلانگر نوشت که متحدان آمریکا بیم آن دارند که جنگ ششماهه دونالد ترامپ علیه ایران، به یک شکست راهبردی برای واشنگتن منجر شود. به نوشته این تحلیلگر ارشد، ناتوانی ایالات متحده در تبدیل برتری نظامی به یک تغییر پایدار در ایران، آسیبپذیری این کشور را به نمایش گذاشته است. اهداف ترامپ محقق نشده، ذخایر تسلیحاتی کلیدی آمریکا رو به اتمام است، و تنگه هرمز عملاً تحت کنترل جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.
این گزارش به نقل از تحلیلگران برجسته از جمله رابین نیبلت، رئیس پیشین اندیشکده چتم هاوس، تصریح میکند که این جنگ برای متحدان آمریکا «تأییدی است بر اینکه نمیتوان به ایالات متحده اعتماد کرد.» علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بحران بینالمللی، نیز با اشاره به رفتار غیرقابل پیشبینی ترامپ، از جمله عقبنشینی ۲۴ ساعته از توافق هستهای با عربستان، این وضعیت را «بحران اعتبار ایالات متحده» خواند و تأکید کرد که نه به قدرت نظامی آن میتوان اعتماد کرد و نه به وعدههای دیپلماتیکش.
نیویورک تایمز میافزاید که محاسبه رهبران ایران ساده است: با توجه به سابقه ترامپ در پاره کردن برجام و حمله به ایران در حین مذاکرات هستهای، تهران کنترل تنگه هرمز را به عنوان اهرمی برای گرفتن امتیاز و تضمین عدم تکرار حمله حفظ خواهد کرد. اسفندیار باتمانقلیج، تحلیلگر اقتصادی، نیز تصریح میکند که «رهبران ایران به شدت نسبت به آنچه دیپلماسی با دولت ترامپ میتواند به دست آورد، بدبین شدهاند.» این گزارش نتیجه میگیرد که مهمترین مذاکره کنونی، نه میان ایران و آمریکا، بلکه میان ایران و عمان بر سر کنترل تنگه هرمز است و خواست ایران برای دریافت عوارض اجباری، میتواند «پایان حقوق دریاها به شکلی که میشناسیم» باشد.
رسانه های عربی
الجزیره در مقاله ای نوشت که دونالد ترامپ برای پایان دادن به درگیری با ایران و بازگشایی تنگه هرمز با معضل دشواری روبهروست: یا منتظر بماند تا فشار اقتصادی و تحریم نفتی ایران را به پذیرش آتشبس وادار کند، یا با تشدید حملات نظامی، تهران را به عقبنشینی وادارد.
نویسنده معتقد است: حملات آمریکا تاکنون نتوانسته توان ایران برای تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز را از بین ببرد و ایران نیز در واکنش، به اهداف و زیرساختهای منطقهای حمله کرده است. ادامه جنگ میتواند قیمت جهانی انرژی را افزایش دهد و با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای آمریکا، هزینه سیاسی سنگینی برای ترامپ داشته باشد. تشدید نظامی نیز خطر حمله ایران به تأسیسات انرژی کشورهای خلیج فارس، اسرائیل و نیروهای آمریکایی را افزایش میدهد.