به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ببین و بخون؛ فرانسه با جمعیتی حدود ۶۸ میلیون نفر و اقتصادی در رتبه هفتم جهان، از دیرباز یکی از پایگاههای اصلی ورزش حرفهای محسوب میشود، اما واقعیت امروزِ اقتصاد فوتبال فرانسه تصویری دوگانه را به نمایش میگذارد؛ از یک سو، صنعت ورزش این کشور به وزن ۸۰.۴ میلیارد یورو و سهم ۲.۷ درصدی از تولید ناخالص داخلی رسیده و ۴۵۰ هزار نفر را به طور مستقیم اشتغال داده است و از سوی دیگر، لیگ برتر این کشور (لوشامپیونه) با بحرانی بیسابقه در درآمد حق پخش تلویزیونی دستوپنجه نرم میکند که آینده مالی بسیاری از باشگاهها را با تردیدهای جدی مواجه ساخته است.
بحران حق پخش؛ شکاف عمیق با رقبای اروپایی
شاید مهمترین رویداد اقتصادی در فوتبال فرانسه، نه حضور در جام جهانی، بلکه سقوط آزاد درآمدهای تلویزیونی این کشور باشد. بر اساس برآوردهای جدید، در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۷، مجموع درآمد حق پخش داخلی و بینالمللی لوشامپیونه حدود ۴۱۲.۲ میلیون یورو برآورد شده که پس از کسر هزینهها و سهم صندوق سرمایهگذاری CVC، تنها ۱۸۴.۱ میلیون یورو به باشگاههای لیگ یک تعلق میگیرد.
از این مبلغ، فقط ۱۱۲.۵ میلیون یورو به طور مساوی میان ۱۸ تیم تقسیم میشود و ۷۱.۶ میلیون یورو به باشگاههای دارای سابقه حضور در رقابتهای اروپایی اختصاص دارد . در این ساختار، تیم قهرمان تنها ۱۱.۷ میلیون یورو و تیم آخر جدول تنها ۳.۶ میلیون یورو از محل حق پخش داخلی دریافت خواهند کرد . این در حالی است که حتی تیم آخر لیگ دسته دوم اسپانیا حدود ۵.۳ میلیون یورو دریافت میکند که نشاندهنده فاصله عمیق اقتصادی فرانسه با رقبای سنتی اروپایی است .
این بحران، ناشی از لغو چندین قرارداد بزرگ تلویزیونی و عملکرد ناموفق پلتفرم اختصاصی لیگ (Ligue 1+) با تنها حدود یک میلیون مشترک بوده که افق ۱.۵ میلیون مشترک تا فصل آینده را نیز دور از دسترس میبیند .
اقتصاد باشگاهی؛ سلطه پاریسنژرمن و شکنندگی دیگران
در این شرایط، فوتبال فرانسه بیش از پیش تحت سلطه یک ابرباشگاه قرار گرفته است. پاریسنژرمن (PSG) که با سرمایهگذاری کلان قطر، به یکی از باشگاههای ثروتمند جهان تبدیل شده، توانسته است از این بحران تلویزیونی نسبتاً مصون بماند. با این حال، وابستگی شدید بقیه باشگاهها به فروش بازیکن (که مدتها به عنوان دومین ستون درآمدی شناخته میشد) نیز با چالش مواجه شده است.
بازار نقل و انتقالات اروپا با احتیاط بیشتری نسبت به گذشته عمل میکند و باشگاههای فرانسوی را با کاهش ارزش داراییهای خود مواجه کرده است. بیانیه اخیر لیگ فوتبال فرانسه (LFP) به باشگاهها در مورد لزوم «نوآوری و محافظهکاری» در بودجهریزی، نشاندهنده عمق نگرانی نهادهای حاکم از شکنندگی مالی این صنعت است .
تیم ملی؛ درآمدزا و امیدآفرین در بحبوحه بحران داخلی
در تقابل با این فضای تیره در سطح باشگاهی، تیم ملی فرانسه همچنان یک ماشین قدرتمند درآمدزایی و ایجاد ارزش برای اقتصاد ملی محسوب میشود. قرارداد ۵۰ میلیون یورو سالانه این تیم با شرکت نایک، که تا سال ۲۰۳۴ تمدید شده، بخش مهمی از درآمد فدراسیون فوتبال فرانسه (FFF) را تشکیل میدهد.
این قرارداد شامل پاداشهای عملکردی جذابی است؛ در صورت قهرمانی در جام جهانی ۲۰۲۶، مبلغ ۳ میلیون یورو و در صورت نایبقهرمانی، یک میلیون یورو به فدراسیون پرداخت خواهد شد که نسبت به دورههای قبل (۲ میلیون یورو قهرمانی و ۵۰۰ هزار یورو نایبقهرمانی در ۲۰۱۸) افزایش یافته است.
این پاداشها که از محل فروش میلیونی پیراهنهای تیم ملی در سراسر جهان تأمین میشود، برای فدراسیونی که بودجه آن تحت فشار است و برای تأمین مالی برنامههای خود به یک «حداقل دستاورد» یعنی حضور در مرحله یکچهارم نهایی چشم دوخته است، حیاتی محسوب میشود.
رویای رشد اقتصادی و واقعیت تلخ آثار جایگزینی
با وجود هزینههای بالای هواداران (افزایش فروش تلویزیون، مواد غذایی و خدمات تحویل غذا در زمان جام جهانی)، تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد که تأثیر این رویداد بر تولید ناخالص داخلی فرانسه بسیار ناچیز و در بهترین حالت «حاشیهای» خواهد بود. لوس آروندل، اقتصاددان برجسته ورزش در مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه (CNRS)، این باور را یک «افسانه شهری» میخواند و به تجربه ادوار گذشته اشاره میکند . به عنوان مثال، تأثیر المپیک ۲۰۲۴ پاریس بر رشد سالانه تنها ۰.۰۷ درصد و یورو ۲۰۱۶ معادل ۰.۰۵ درصد تولید ناخالص داخلی بود .
دلیل اصلی این پدیده، «اثر جایگزینی» است؛ پولی که هواداران برای تماشای مسابقات در بارها و رستورانها خرج میکنند، معمولاً از هزینههایی کسر میشود که در غیر این صورت در روزهای دیگر هفته انجام میدادند . با اقتصاد ۱.۶۰۰ میلیارد یورویی مصرف در فرانسه، تشخیص «اثر جام جهانی» در این حجم عظیم، تقریباً غیرممکن است و حتی صنعت هتلداری و رستورانداری که از نظر تئوری باید بزرگترین برنده باشند، در شرایط رکود فعلی، ممکن است افزایش محسوسی را احساس نکنند.
تقابل دو روایت از یک صنعت
اقتصاد فوتبال فرانسه در سال ۲۰۲۶، تصویرگر دو واقعیت متضاد است: از یک سو، یک صنعت ملی قدرتمند با سهم رو به رشد در تولید ناخالص داخلی و اشتغالزایی گسترده که در مسیر «صنعتیسازی» گام برمیدارد و از سوی دیگر، یک لیگ حرفهای که با بحران ساختاری درآمدزایی مواجه است و شکاف طبقاتی عمیقی میان پاریسنژرمن و سایر باشگاهها ایجاد کرده است. تیم ملی بهعنوان ویترینی بینالمللی، همچنان با تکیه بر برند قدرتمند خود (و قراردادهای سودآور با نایک) بخشی از این شکاف را پر میکند، اما این کافی نیست.
چالش اصلی فرانسه در سالهای آینده، یافتن مدلی پایدار برای لیگ حرفهای است که بتواند بدون اتکا به فروش بازیکن و با جذب سرمایهگذاری جدید در حوزه رسانه، به رقابت با لیگهای اسپانیا، انگلیس، آلمان و ایتالیا ادامه دهد. در غیر این صورت، موفقیتهای تیم ملی (که هرچند به افزایش فروش پیراهن و اعتماد به نفس ملی کمک میکند) نمیتواند جایگزین فقدان یک زیرساخت اقتصادی سالم و رقابتی در سطح باشگاهی شود.
پایان/*
ببین و بخون را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.