به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ببین و بخون؛ عموما جنگها به حال تجارت مضر هستند. جنگها باعث کاهش سرمایهگذاری شده و نیروهای کار با استعداد را فراری میدهد. این موضوعی است که در خلیج فارس هم ثابت شده است؛ جایی که جنگ علیه ایران باعث فراری دادن خارجیها شده، زنجیرههای تأمین را مختل کرده و زیرساختهای محلی را نابود کرده است.
نسخه هوش مصنوعی یک کشور نفتی
به نوشته بالوارک، ممکن است اکنون زمان عجیبی برای صادرات میلیونها تراشه محاسباتی هوش مصنوعی گرانقیمت و پیچیده آمریکایی به امارات متحده عربی به نظر برسد. به هر حال، مراکز داده در امارات متحده عربی از اولین اهداف پهپادهای ایرانی بودند. اما ظاهراً دولت ترامپ اوضاع را متفاوت میبیند.
ماه گذشته، تمام محدودیتهای فروش تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی – همراه با مجموعهای از فناوریهای حساس و تجهیزات نظامی دیگر – را به دولت امارات و شرکت شاخص هوش مصنوعی آن، G۴۲، لغو کرد. سالهاست که امارات متحده عربی به واشنگتن التماس میکند که اجازه دهد تراشههای بیشتری بخرد. این کشور مشتاق است تا خود را به یک ارائهدهنده جهانی خدمات هوش مصنوعی تبدیل کند. ابوظبی میخواهد نسخه هوش مصنوعی یک کشور نفتی باشد که بتواند از کنترل قدرت محاسباتی خود به عنوان اهرم اقتصادی و سیاسی استفاده کند.
به نظر میرسد دولت ترامپ مصمم است که این امر را محقق کند. لطف اخیر به امارات متحده عربی، تنها آخرین مورد از سلسله تصمیمات جنجالی ترامپ است. در ماه مه ۲۰۲۵، ترامپ از معاملاتی با کشورهای خلیج فارس در راستای جاهطلبیهای هوش مصنوعی آنها خبر داد و ساخت برخی از بزرگترین مراکز داده هوش مصنوعی در جهان را در امارات متحده عربی و عربستان سعودی تصویب کرد.
این در حالی است که چنین معاملاتی همیشه برای آمریکا پرخطر بودند: کشورهای خلیج فارس روابط نزدیکی با چین دارند و سابقه نشت فناوری و نظارت گسترده را دارند؛ و واشنگتن هرگز برنامه جدی برای چگونگی محافظت از این مراکز داده عظیم پر از قطعات الکترونیکی در برابر حملات پهپادی نداشته و تنها وعده داده که صادرات به اقدامات امنیتی مهم مشروط شود.
مدل تجاری خلیج فارس زیر تیغ
با این همه، مذاکرات به دلیل الزامات امنیتی و تعهدات سرمایهگذاری متوقف شد و شرکتهای تراشه و دولتهای خلیج فارس به طور یکسان ناامید شدند. تا اینکه جنگ از راه رسید. در ماه فوریه، کمپین نظامی ترامپ علیه ایران کل مدل تجاری پشت معاملات هوش مصنوعی خلیج فارس را به خطر انداخت.
ساخت و بهرهبرداری از زیرساختهای ابری در یک منطقه جنگی دشوار است. نیروهای کار خارجی آنجا را ترک کردند، بنادر منطقهای مختل شدند و هزینههای بیمه به شدت افزایش یافت. ایران، برای ایجاد فشار اقتصادی، مراکز داده آمازون را در امارات متحده عربی و بحرین بمباران کرد و تهدید به حملات بیشتر به استارگیت امارات -مرکز اصلی جاهطلبیهای دولت در خلیج فارس- کرد. ماهها پس از شروع جنگ، سرورهای خاورمیانه آمازون هنوز آفلاین هستند.
با این حال، در ۱۰ ژوئیه، دولت ترامپ تمام محدودیتهای فروش تراشههای پیشرفته و سایر فناوریهای حساس به دولت امارات را لغو کرد و کنترلهایی را که از قبل از رونق اخیر هوش مصنوعی وجود داشت، لغو کرد. شرکتهای اماراتی تحت حمایت دولت اکنون میتوانند میلیونها تراشه هوش مصنوعی بخرند، مراکز داده عظیم در داخل و خارج از کشور بسازند و مدلهای پیشرو هوش مصنوعی را در قلمرو خود میزبانی کنند – همه اینها بدون محدودیتهای امنیتی که دولت ترامپ زمانی از آنها سخن میگفت.
اما این بخششی فراتر از هوش مصنوعی است. پایان محدودیتها بر فروش سایر فناوریهای نظامی ممکن است به امارات متحده عربی اجازه دهد تا سلاحهای آمریکایی را راحتتر از عربستان سعودی و در برخی موارد حتی اسرائیل خریداری کند – وضعیتی که احتمالاً ناپایدار خواهد بود. واشنگتن ممکن است خود را مجبور به دادن امتیازات بیشتر برای حفظ منطقه در کنار خود ببیند.
معامله قرن در آغوش ابوظبی؛ واگذاری یکی از جواهرات تاج فناوری آمریکا
دولت ترامپ هیچ تعهد امنیتی جدیدی را برای امارات متحده عربی، هیچ محدودیت جدیدی بر انتقال فناوری و هیچ امتیازی در مورد رابطه امارات متحده عربی با چین برقرار نکرد. با این حال، به نظر میرسد چهرههای کلیدی در حلقه نزدیکان دونالد ترامپ از امارات متحده عربی سود زیادی بردهاند.
برای مثال، اندکی پیش از آنکه ایالات متحده فروش تراشههای بیشتر به کشورهای حوزه خلیج فارس را تأیید کند، شیخ طحنون بن زاید آل نهیان، مشاور امنیت ملی امارات، ۴۹ درصد از سهام شرکت ورلد لیبرتی فایننشال -یک شرکت سرمایهگذاری ارز دیجیتال که توسط بستگان ترامپ و استیو ویتکاف، فرستاده او در خاورمیانه، تأسیس شده- را به ارزش نیم میلیارد دلار خریداری کرد.
تشخیص انگیزههای تیم ترامپ در این تصمیم دشوار است، اما روشن است که آنها یکی از پیشرفتهترین فناوریهای استراتژیک و اقتصادی آمریکا را در اختیار آنها گذاشتهاند و این در حالی است که کشورهای متحد قابل اعتمادتری برای واشنگتن وجود دارند که شرکتهای آمریکایی میتوانند در آنها مراکز داده بزرگی بسازند.
در واقع، به نظر میرسد واگذاری زیرساختهای هوش مصنوعی، بهای سنگینی است که آمریکا باید برای حفظ امارات متحده عربی در جنگی که ایالات متحده نیازی مبرم به شروع آن نداشت، پرداخت شود. دولت ترامپ با وجود تمام ادعاهایش مبنی بر اولویت دادن به آمریکا، معامله قرن را به اماراتیها داده است.
در عرض یک سال، دولت ترامپ موفق شده وعدههایی بدهد که نمیتوانست به آنها عمل کند، جنگی را آغاز کند که توجیه اقتصادی معامله اولیه را از بین برد و سپس تمام اهرمهای خود را برای جبران خسارت از دست بدهد. برای رئیس جمهوری که بیوقفه در مورد معامله صحبت میکند، واگذاری یکی از جواهرات تاج فناوری آمریکا و دریافت هیچ چیزی در ازای آن، یک دستاورد قابل توجه است.
آسیبپذیری یکی از حیاتیترین منابع جهان
در همین رابطه، سیانان هم نوشت، استراتژی ایران برای مقابله با قدرت نظامی از طریق فشار اقتصادی، آسیبپذیری یکی از حیاتیترین منابع جهان را آشکار کرده است: مراکز داده هوش مصنوعی. در واقع، ایران با قدرت آتش قابل توجهی پالایشگاهها، صادرات نفت و جاذبههای گردشگری همسایگان خود را هدف قرار داده و خسارات اقتصادی را به کشورهای خلیج فارس و کشورهایی که با آنها تجارت میکنند، تحمیل کرده است.
اکنون مراکز داده، که فناوری بسیار مهم برای آینده اقتصاد جهانی محسوب میشوند، به هدف تبدیل میشوند. ایران چندین مرکز داده را بمباران کرده و ایالات متحده با حمله به یکی از مراکز داده ایران پاسخ داده است.
مراکز داده مدتهاست که اهداف حملات سایبری بودهاند، اما حملات فیزیکی مختص سال ۲۰۲۶ هستند. این یک محاسبه برای دولتهایی است که هوش مصنوعی را برای امنیت ملی و رشد اقتصادی خود حیاتی میدانند – و برای صنعتی که تمام تلاش خود را معطوف به ساخت مراکز داده گرانقیمت در سراسر کره زمین کرده است.
جبهه جدید در جنگ
ایران و ایالات متحده حداقل به پنج مرکز داده در منطقه خلیج فارس حمله کردهاند، از جمله حمله موشکی دوم ایران به یک مرکز داده آمازون در بحرین در اواخر ماه گذشته. آمازون از اظهار نظر خودداری کرد، اما داشبورد خدمات وب آمازون آن، اختلال در منطقه را از زمان حمله اولیه در ۳۰ آوریل به مرکز دادهها نشان داده است و تصاویر ماهوارهای خسارات گستردهای را به تأسیسات AWS نشان میدهد.
در روزهای اولیه جنگ، ایران به روشنی اعلام کرد که مراکز داده را به عنوان اهداف نظامی موجه میبیند. سپاه پاسداران فهرستی از ۲۹ هدف فناوری منطقهای را که قصد حمله به آنها را داشت، از جمله سایتهای متعلق به آمازون، گوگل، مایکروسافت، انویدیا و پالانتیر، منتشر کرد.
تهران پس از حمله ۲۱ ژوئیه به مرکز دادههای آمازون، اعلام کرد که دوباره به این تأسیسات حمله کرده است، زیرا آمازون یک ارائه دهنده خدمات ابری برای تلاشهای اطلاعاتی نظامی ایالات متحده است. آمازون قراردادهای متعددی با دولت ایالات متحده دارد، از جمله بخشی از پروژه ۹ میلیارد دلاری توانایی مشترک جنگ ابری. گوگل، مایکروسافت و اوراکل نیز بخشی از این پروژه هستند.
سومین قطب جهانی هوش مصنوعی در آتش
مراکز داده منطقه نه تنها برای ارتش ایالات متحده و صنایع هوش مصنوعی، بلکه برای منطقه خلیج فارس نیز مهم هستند، که خود را به عنوان سومین قطب جهانی هوش مصنوعی، در کنار ایالات متحده و چین، تصور میکرد.
عربستان سعودی بخش قابل توجهی از صندوق ثروت ملی یک تریلیون دلاری خود را به هوش مصنوعی اختصاص داده است و امارات متحده عربی سال گذشته قراردادی مهم با دولت ترامپ برای ساخت استارگیت، یک مرکز داده هوش مصنوعی ۵۰۰ میلیارد دلاری – بزرگترین پروژه از این نوع در خارج از ایالات متحده – امضا کرد. OpenAI، اوراکل، انویدیا و سیسکو همگی در این پروژه مشارکت داشتند.
بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، روی هم رفته، بیش از ۲ تریلیون دلار سرمایهگذاری مرتبط با هوش مصنوعی را با ایالات متحده متعهد شدهاند – به شرطی که از فناوری معادل چینی صرفنظر کنند.
به گفته هلیما کرافت، رئیس استراتژی جهانی در مرکز آربیسی کپیتال مارکتز این امر منطقه را با ایالات متحده همسو کرده و داراییهای هوش مصنوعی آنها را در معرض حملات ایران قرار داده است. به گفته کرافت «در ظاهر، این حملات و تهدیدهای گستردهتر، اعتماد به منطقهای را که قرار است منطقهای مهم برای نوآوری و سرمایهگذاری هوش مصنوعی باشد، تضعیف میکند. آنها همچنین نقشی را که این شرکتها در جنگ و دیپلماسی ایفا میکنند، و همچنین اینکه ایالات متحده حاضر است برای دفاع از آنها تا چه حد پیش برود، برجسته میکنند».
مشکل قدیمی، معضل جدید
مراکز داده ممکن است به دلیل گسترش سریع اخیر در ساخت و سازها در طول انقلاب هوش مصنوعی، جدید به نظر برسند. اما مراکز داده دهههاست که وجود دارند – و مدتهاست که هدف جنگ بودهاند. ارتشها اغلب عملیات فرماندهی و کنترل را دور از خطوط مقدم انجام میدهند. دشمنان سعی کردهاند این ارتباطات را از طریق پارازیت و در چند دهه گذشته، حملات سایبری مختل کنند. اما منفجر شدن مراکز داده؟ این جدید است.
هوش مصنوعی از نظر اقتصادی برای ایالات متحده و منطقه خلیج فارس جنبه حیاتی پیدا کرده است، بنابراین ایران میتواند با ایجاد اختلال در مراکز داده با هزینه کم – در درجه اول به وسیله پهپادها – به جایی که واقعاً مهم است آسیب وارد کند؛ و ایران میتواند به طور مشروع ادعا کند که مراکز داده اهداف نظامی هستند.
به گفته اندرو ردی، استاد سیاست عمومی در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی «آنها برچسبی با نوشته «اینجا مرکز دادههای نظامی است!» ندارند. مراکز داده میتوانند دادههای مرتبط با ارتش را ذخیره کنند و همزمان برای اهداف بازارمحور استفاده شوند. اگر حای ایران باشید و به آمازون نگاه کنید، انگار پرچم آمریکا را روی آن نقاشی کردهاند».
همه اینها پیامدهای قابل توجهی برای شرکتهایی که مراکز داده میسازند و دولتهایی که میخواهند آنها ساخته شوند، دارد. به همین دلیل است که سیستمها با افزونگی ساخته میشوند – معمولاً برای محافظت در برابر بلایای طبیعی، قطع کابلها و موارد مشابه؛ اما اکنون برای حملات نظامی. وقتی یک مرکز داده از کار میافتد، دادههایی که در آنجا ذخیره شده بود و قدرت محاسباتی که ارائه میداد، معمولاً از یک مرکز داده دیگر قابل دسترسی است.
ریسکهای ناتمام
با وجود جنگ، کشورهای خلیج فارس همچنان سرشار از پول و متعهد به هوش مصنوعی هستند. با این همه، خاطرنشان کرد، حتی با وجود تمام پولی که میتوان در آنجا به دست آورد، شرکتهای خارجی ممکن است در مورد ساخت و ساز در منطقه تجدید نظر کنند، اگر نگران باشند که داراییهایشان به اندازه کافی محافظت نشود؛ و هزینههای بیمه مرکز داده در حال افزایش است – البته اگر اصلاً بتوانید بیمهای را پیدا کنید.
به گفته جو ماسجاک، رهبر زیرساخت دیجیتال املاک ایالات متحده در کارگزاری بیمه مارش «برخی از مشتریان به وقایع اخیر نگاه میکنند و در مورد اینکه اقدامی کنند مردد هستند و برخی از بیمهگران با دیدن این خطرات ممکن است تجدیدنظر کنند». ماسجاک خاطرنشان کرد، حتی اگر شرکتهای فناوری بتوانند پوشش بیمهای دریافت کنند، قادر به انتقال تمام ریسک به یک شرکت بیمه نخواهند بود.
با افزایش سرسامآور هزینههای تراشه، مصالح ساختمانی، نیروی کار و سایر هزینههای مرتبط با افزایش تقاضا برای مراکز داده، این ریسک بزرگی برای یک شرکت است. بهخصوص اگر آن مرکز داده هدف بزرگی روی پشتبام خود داشته باشد.
پایان/*
ببین و بخون را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.