وی گفت: ایده اعمال محاصره زمینی کامل علیه ایران، با وجود دشواری اجرای آن، آنگونه که روزنامه «تلگراف» گزارش داده و رسانههای اسرائیلی نیز آن را بازنشر کردهاند، صرفاً ابزاری دیگر برای افزایش فشار اقتصادی نیست، در این صورت، دور از انتظار نخواهد بود که واکنش شدیدتر و گستردهتر تهران را موجب شود.
وی افزود: آنچه بیش از همه تعجبآور به نظر میرسد این است که دولت آمریکا همچنان به پیشنهادهای نتانیاهو گوش میدهد، در حالی که برآوردهای پیشین او درباره ایران با واقعیت منطبق نبوده است. پیشتر این تصور مطرح شده بود که فشار نظامی به جنگی کوتاهمدت منجر خواهد شد، نظام ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد و تشدید تنشها تهران را بهسرعت وادار به تسلیم خواهد کرد. اما نتیجه، طولانی شدن رویارویی، افزایش قیمت انرژی و گسترش دامنه تهدیدهایی بود که کشورهای حوزه خلیج فارس و منافع آمریکا در منطقه با آن مواجه هستند.
وی تصریح کرد: نتانیاهو که خواهان تشدید بیشتر تنشهاست، در همسایگی ایران زندگی نمیکند، در حالی که کشورهای حوزه خلیج فارس در خط تماس مستقیم جغرافیایی و امنیتی با ایران قرار دارند و تأسیساتی را در خود جای دادهاند که تهران ممکن است آنها را اهدافی نزدیکتر، در دسترستر و از نظر سیاسی و نظامی کمهزینهتر از حمله مستقیم به اسرائیل بداند.
این کارشناس معتقد است: تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که نتانیاهو منفعتی سیاسی و راهبردی در تداوم درگیری باز میان ایالات متحده و ایران دارد. از این رو، پیشنهادهای او باید بهعنوان بخشی از راهبرد اسرائیل تلقی شود؛ راهبردی که با منافع آمریکا همخوانی ندارد و بیتردید با الزامات امنیتی کشورهای حوزه خلیج فارس نیز سازگار نیست.
وی تاکید کرد: هیچکس از سیاستهای اسرائیل در امان نمانده است؛ نه کسانی که با آن عادیسازی کردهاند، نه آنهایی که آشکارا به آن نزدیک شدهاند و نه کسانی که در خفا درهای خود را به روی آن گشودهاند. شاید آنچه امروز در جریان است، باید فرصتی برای بازنگری واقعی در هرگونه اتکا به طرفی باشد که دوستان را صرفاً ابزارهایی موقت میبیند و مرزها و قوانین را تنها موانعی میداند که میتوان از آنها عبور کرد.
وی گفت: از این رو، هر طرح جدید مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی باید پیش از هر چیز با این پرسش سنجیده شود؛ پرسشی که بارها نادیده گرفته شده است و می گوید که اگر نتانیاهو بار دیگر در محاسبات خود اشتباه کند، چه کسی بهای این اشتباهات را پرداخت خواهد کرد؟
تحلیلی از هزینههای سنگین و شکستهای راهبردی که نتیجه سیاستهای نخستوزیر رژیم صهیونی در جنگ با ایران بوده است.
هزینه اقتصادی: رکوردشکنی بدهی و تورم
جنگ با ایران هزینههای هنگفتی را بر اقتصاد اسرائیل تحمیل کرده است. برآوردها نشان میدهد مجموع هزینههای این درگیری تا پایان آوریل ۲۰۲۶ به ۱۳۸ میلیارد دلار رسیده که بیش از ۱۷ درصد از تولید ناخالص داخلی اسرائیل را تشکیل میدهد . فقط عملیات نظامی مستقیم علیه ایران از اواخر فوریه تا اوایل آوریل، حدود ۱۲ میلیارد دلار دیگر به کسری بودجه افزوده است . در نتیجه، بدهی عمومی اسرائیل به بیش از ۶۹ درصد تولید ناخالص داخلی صعود کرده و فشار مالیاتی سنگینی را بر دوش شهروندان گذاشته است .
شکست راهبردی: وعدههای محققنشده
بسیاری از تحلیلگران و شخصیتهای سیاسی اسرائیل، از جمله نخستوزیران اسبق، این جنگ را یک «شکست تاریخی» برای نتانیاهو میدانند . اهداف اعلامشده نتانیاهو از جنگ، یعنی تغییر رژیم در ایران، محدود کردن توان موشکی و برچیدن برنامه هستهای، هیچکدام محقق نشده است .
به گفته تحلیلگران، «ایران قویتر و اسرائیل ضعیفتر شده است» و این «مسئولیت راهبردی نتانیاهو» است که نتوانسته به وعدههای خود عمل کند . در عوض، ایران نه تنها توان نظامی خود را حفظ کرده، بلکه با کنترل بر تنگه هرمز، توانسته اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد .
هزینه سیاسی: انزوای داخلی و افول محبوبیت
با نزدیک شدن به انتخابات اکتبر ۲۰۲۶، هزینه سیاسی سیاستهای نتانیاهو به وضوح قابل مشاهده است. نظرسنجیها نشان میدهد ۶۱ درصد از اسرائیلیها خواهان عدم حضور نتانیاهو در انتخابات آینده هستند . حزب لیکود و متحدان راستگرای او در نظرسنجیها از اپوزیسیون عقب هستند .
علاوه بر این، اعتماد عمومی به رهبری نتانیاهو به شدت کاهش یافته است؛ بهگونهای که تنها ۱۱ درصد از اسرائیلیها معتقدند کشورشان در این جنگ پیروز شده است .
هزینه دیپلماتیک: فاصله از آمریکا
شاید مهمترین هزینه، تیرگی روابط با مهمترین متحد اسرائیل، یعنی آمریکا، باشد . اختلافات راهبردی با دونالد ترامپ بر سر چگونگی پایان جنگ، به جایی رسیده که ترامپ گفته است: «من همه تصمیمها را میگیرم. او [نتانیاهو] تصمیمگیرنده نیست» .
نتانیاهو که زمانی مشاور نظامی ترامپ بود، اکنون برای جلوگیری از متهم شدن به «کشیدن آمریکا به جنگ عمیقتر» محتاطانه رفتار میکند . در نتیجه، اسرائیل در فرآیند مذاکرات صلح آمریکا با ایران کنار گذاشته شده و در موقعیتی دشوار قرار گرفته است .
جمعبندی: هزینهای که باید پرداخت شود
به نظر میرسد بهای سنگین این جنگ، یعنی خسارت اقتصادی، شکست راهبردی در دستیابی به اهداف، افول جایگاه سیاسی داخلی و تضعیف روابط با آمریکا، همگی بر دوش نتانیاهو و شهروندان اسرائیلی است. تحلیلگران معتقدند که او با «غرور و کوری» ، اسرائیل را وارد جنگی کرده که نه تنها به اهدافش نرسید، بلکه آن را از نظر استراتژیک تضعیف و در عرصه جهانی منزویتر کرد .
پایان/*
ببین و بخون را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.