فارن افرز، نشریه شورای روابط خارجه آمریکا(CFR) در گزارش اخیر خود عنوان کرد: «آمریکا باید خاورمیانه را رها کند و جنگ شکستخورده در ایران، باید منجر به عقبنشینی طولانیمدت شود.»
مایکل فوکس، نویسنده این مقاله توضیح داد: «جنگ با ایران یک فاجعه حماسی است. ایالاتمتحده و اسرائیل یک کمپین غیرضروری را آغاز کردند که قوانین بینالمللی را نقض کرده، حداقل ۱۷۰۰ غیرنظامی ایرانی را کشته و مردم در سراسر جهان هنوز از افزایش قیمت انرژی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز، در شوک هستند.»
او تأکید کرد: «این جنگ، ایالاتمتحده را ناامنتر و درگیریها را در سراسر خاورمیانه تشدید کرده است. این شکستها ناشی از حضور نظامی ایالاتمتحده در منطقه است. استقبال از پایگاهها و نیروهای آمریکایی، کشورهای میزبان را نیز آسیبپذیرتر کرده و آنها را در معرض حملات مستقیم ایران و گروههای تحت حمایت آن قرار داده است.»

چرا آمریکا به منطقه آمد و نتیجه چه شد؟
فارن افرز در خصوص راهبرد حضور نظامی آمریکا در منطقه و تبدیلشدن این راهبرد به ضد خودش نوشت: «ایالاتمتحده برای دههها طوری رفتار کرد که گویی حضور نظامیاش در خاورمیانه برای منافع استراتژیک آمریکا و امنیت منطقهای ضروری است. واشنگتن به دنبال محافظت از شرکایی مانند اسرائیل و کشورهای خلیجفارس، مهار ایران و سایر دشمنان خود بود. اما در عمل، حضور نظامی در منطقه، به بیثباتی و ویرانی دامن زد. این موضوع در هیچ کجا بهاندازه کارزار علیه ایران آشکار نیست؛ این جنگ همان خطراتی را ایجاد کرد که قرار بود از آنها جلوگیری کند.»فوکس توصیه میکند: «زمان آن رسیده است که ایالاتمتحده نیروهای خود را از خاورمیانه خارج کند و مسلح کردن دولتهایی را که قوانین بینالمللی را نقض میکنند، متوقف نماید.»
حجم و پراکندگی ارتش آمریکا در منطقه
فارن افرز در خصوص پراکندگی نیروهای آمریکایی نوشت: «در حال حاضر، حدود ۲۰۰۰ سرباز در عراق؛ ۲۳۰۰ نفر در عربستان سعودی؛ ۳۵۰۰ نفر در امارات متحده عربی؛ ۴۰۰۰ نفر در اردن؛ ۸۰۰۰ نفر در بحرین؛ ۱۰۰۰۰ نفر در قطر؛ و ۱۳۰۰۰ نفر در کویت مستقر هستند. با این حال، حضور نظامی میتواند بهخودیخود، به یک عامل ضد امنیت تبدیل شود، کشورهای میزبان را در معرض حمله قرار دهد و ایالاتمتحده را به درگیریهای محلی بکشاند. با وجود پایگاههای پراکنده در سراسر منطقه، تهدیدات علیه منافع آمریکا دائمی است و هر یک به استدلال جدیدی برای گسترش حضور نظامی تبدیل میشود.»
هزینهها و تلفات نظامی آمریکا در منطقه
ایالاتمتحده ۸ تریلیون دلار برای جنگ در افغانستان، عراق و سایر میدانها، هزینه کرد. طبق تحقیقات دانشگاه براون، تقریباً سه میلیون آمریکایی در درگیریها خدمت کردند که بیش از ۱۵۰۰۰ نفر از نیروهای مسلح و پیمانکاران کشته و ۱.۸ میلیون سرباز معلول شدند. مردم در سراسر منطقه از عواقب آن رنج بردهاند. بیش از ۹۴۰۰۰۰ نفر بر اثر خشونت مستقیم، از جمله ۴۳۲۰۰۰ غیرنظامی، جان خود را از دست دادهاند؛ ۳.۶ میلیون نفر بر اثر اثرات غیرمستقیم فروپاشی دولت در افغانستان، عراق، پاکستان، سوریه و یمن جان خود را از دست دادهاند و ۳۸ میلیون نفر آواره شدهاند. اما اعداد بهتنهایی نمیتوانند تلفات انسانی را نشان دهند، همانطور که از نگاه کودکانی که والدین خود را از دست دادهاند، خانوادههایی که خانههای خود را از دست دادهاند و نسلی که شانس زندگی عادی آنها به دلیل درگیریهای مداوم از بین رفته است، دیده میشود.
آمریکا توان حمایت از متحدان خود را ندارد
فارن افرز در ادامه توضیح داد: «دولت ترامپ و حامیان آن در کنگره استدلال میکنند که قدرت نظامی آمریکا برای مهار ایران که همسایگان خود را بیثبات کرده، ضروری است. اما جنگ فعلی نشان داد که ایالات متحده نمیتواند از شرکای خود در خلیجفارس در برابر حملات ایران محافظت کند. کشورهای خلیجفارس باید ترتیبات امنیتی جدیدی را با یکدیگر ایجاد کنند – ترتیباتی که به واشنگتن متکی نباشند. تضمینی وجود ندارد که ترتیبات جدید، بهتر باشند، اما سیستم فعلی تحت حمایت ایالاتمتحده، بهوضوح کار نمیکند.»
سرکوب و آشوب در کشورهای منطقه با حمایت نیروهای آمریکایی
بر اساس گزارش نشریه شورای روابط خارجی آمریکا، ایالاتمتحده مستقیماً در خشونت و سرکوب اعمال شده توسط سایر کشورها نقش داشته است، زیرا استقرار نیروهای آمریکایی در سراسر خاورمیانه، انگیزه واشنگتن را برای همکاری نزدیک با دولتهای متجاوز را تقویت کرد. این امر دولتهای استبدادی مانند مصر را سرپا نگه داشت، از مبارزات عربستان سعودی در یمن حمایت کرد و نقش امارات متحده عربی را در جنگ داخلی سودان، جایی که بازرسان سازمان ملل متحد اقداماتی را که به نسلکشی منجر میشد، ثبت کردند، فعال کرد. چنین مشارکتهایی خشم عمومی را نسبت به دولتهای این کشورها و ایالاتمتحده برانگیخت.
خروج از منطقه، بهترین گزینه برای آمریکا
به عقیده مایکل فوکس، رهبران ایالاتمتحده اکنون با یک سری تصمیمات سخت روبرو هستند؛ ازجمله اینکه آیا پایگاههای آسیبدیده در طول جنگ با ایران را بازسازی کنند و سلاحهای جدید به شرکای منطقهای بفروشند یا خیر؟
برخی از تحلیلگران دفاعی استدلال کردهاند که باید حضور نظامی همراه با کاهش نیروها، حفظ شود. اما عقبنشینی جزئی همچنان ایالاتمتحده را در معرض خطر دائمی قرار میدهد. در پنج ماه گذشته، ایران ساختمانها و تجهیزات حداقل 15 پایگاه نظامی ایالاتمتحده را تخریب کرد. واشنگتن حتی اگر نیروهای خود را در یک یا دو پایگاه متمرکز کند، آنها همچنان هدف اصلی ایران خواهند بود.
بنابراین منابع قابلتوجهی برای حفاظت از نیروها موردنیاز است درنتیجه، بدون خروج کامل، واشنگتن مجبور خواهد شد به حمایت از پرسنل و شرکای آمریکایی ادامه دهد و همچنان درگیر بماند.
اگرچه بعید است که دولت فعلی این رویکرد را دنبال کند، اما تصمیمات کنگره میتواند سیاست آینده ایالاتمتحده در منطقه را شکل دهد. قانونگذاران میتوانند با محدود کردن میزان بودجهای که پنتاگون برای تأمین مهمات و نوسازی پایگاهها دریافت میکند و با تعیین شروطی برای این بودجه، دولت را به سمت کاهش نیروها سوق دهد.
تنگه هرمز و نقض غرض حضور
برخی تحلیلگران استدلال میکنند که خروج ارتش ایالاتمتحده از خاورمیانه خطرات جدی برای این کشور به همراه دارد و بخش اصلی این خطرات را، بازارهای انرژی و ترس از اختلال در صادرات نفت و گاز میدانند. اما واقعیت این است که جنگ علیه ایران بود که تنگه هرمز را بست و ارتش آمریکا نتوانست آن را بهزور بازگشایی کند و این امر، اثربخشی استقرار ناوگان پنجم در بحرین را زیر سوال برد.
افکار عمومی آمریکا چه میگوید؟
پس از دههها جنگ مداوم در خاورمیانه، آمریکاییها از درگیریهای خارجی خسته شدهاند. یک نظرسنجی توسط موسسه سرچلایت نشان داد که ۶۲ درصد ترجیح میدهند «تا حد امکان از جنگها دوری کنند»، درحالیکه ۳۳ درصد طرفدار استفاده از «نیروی نظامی زمانی که به نفع کشور باشد،» هستند. یک نسل کامل هرگز دوران صلح را تجربه نکرده است و اکثریت جوانان آمریکایی – ازجمله بیش از نیمی از جمهوریخواهان ۱۸ تا ۴۴ ساله – با جنگ علیه ایران مخالفاند. این اولین جنگ در دوران نظرسنجیهای مدرن بود که مردم از همان ابتدا با آن مخالفت کردند.
در زمانی که دغدغه اصلی آمریکاییها تأمین مایحتاج زندگی روزمره است، بودجه پنتاگون در سال ۲۰۲۶ به بالاترین حد خود یعنی تقریباً ۱ تریلیون دلار رسید و دولت به دنبال افزایش ۵۰ درصدی در سال ۲۰۲۷ است.