وزارت بازرگانی چین با هشدار نسبت به ممنوعیت جدید واردات رباتها و مبدلهای برق از سوی آمریکا، اعلام کرد در صورت پافشاری واشنگتن، «قاطعانه و سریع» دست به تلافی خواهد زد.این واکنش تند، پاسخی به مصوبه روز سهشنبه کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا (FCC) بود که به بهانهی حفاظت از زیرساختهای هوش مصنوعی و بازگرداندن صنایع کلیدی به خاک این کشور، محدودیتهای تازهای علیه محصولات چینی وضع کرده است.اما آنچه این خبر را برای ایران از یک گزارش اقتصادی فراتر میبرد، یک درس راهبردی آشکار است.در جنگ اقتصادی، ایستادگی قاطع و تهدید به تلافی، نه یک واکنش احساسی، که یک «ابزار چانهزنی مؤثر» محسوب میشود. چین نشان داد که حتی در برابر ابرقدرتی مانند آمریکا، میتوان با زبان متقابل و بدون عقبنشینی، خط قرمزها را تعیین کرد.ممکن است این پرسش بهحق مطرح شود که «چین از لحاظ اقتصادی بسیار قویتر از ایران است، پس این قیاس چه اعتباری دارد؟»پاسخ این است که ایران از منظر «قدرت جغرافیایی» در نقطهای بیبدیل قرار دارد؛ نقطهای که میتواند ابزار قدرت باشد.تنگه هرمز، با عبور روزانهی حدود ۲۰ درصد نفت جهان، اهرمی است که به ایران امکان میدهد، هزینههای جنگ اقتصادی را به طرز سرسامآوری به آمریکا و متحدانش تحمیل کند.افزایش قیمت نفت، اختلال در زنجیره تأمین انرژی و افزایش نرخ بیمهی کشتیرانی، تنها بخشی از پیامدهای اعمال این ظرفیت جغرافیایی است.بنابراین، درس اصلی برای ایران این نیست که مانند چین غول تولید شود؛ بلکه این است که هر کشور با ابزار مخصوص به خود میتواند در جنگ اقتصادی بایستد.
چین با قدرت تولید و بازار، آمریکا را به چالش میکشد؛ ایران با کنترل یک شریان حیاتی جهانی و تبدیل جغرافیا به برگ برندهی مذاکره، میتواند همان نقش بازدارندگی را ایفا کند. تجربهی اخیر نشان داده که تهران با همین منطق، ابرقدرتی مانند آمریکا را پای میز مذاکره نشانده است.سیاست «تلافی قاطع» چین، یک قاعده کلی را بازگو میکند.در جنگ اقتصادی، «سکوت» هزینهساز است و «واکنش هوشمندانه» مبتنی بر ظرفیتهای ملی، تنها راه حفظ منافع است. ایران نیز با تلفیق اقتصاد مقاومتی، شبکههای مالی جایگزین و اهرم ژئوپلیتیک خود، میتواند از این درس بهره برداری کرده و در تقابل اقتصادی با آمریکا، نه بهعنوان یک بازیگر منفعل، بلکه بهعنوان یک قدرت تأثیرگذار ظاهر شود.