به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ببین و بخون؛ گاهی بعضی انسانها آنقدر در تار و پود خاطرات یک ملت تنیده میشوند که نامشان تنها یادآور یک مسئولیت یا جایگاه رسمی نیست؛ بلکه بخشی از هویت، امید و خاطره جمعی یک نسل را زنده میکند. سالها میگذرد، حوادث یکی پس از دیگری از راه میرسند، اما برخی چهرهها همچنان در ذهن و دل مردمان، نماد ایستادگی، صبر و استقامت باقی میمانند. برای بسیاری از ایرانیان، حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای از همین جنس شخصیتهاست؛ شخصیتی که نام او با سالهای پر فراز و نشیب این سرزمین گره خورده و خاطرات تلخ و شیرین یک ملت را در خود جای داده است. آنچه در ادامه میآید، نه یک تحلیل سیاسی، بلکه دلنوشتهای از زبان یکی از میلیونها ایرانی است که احساس خود را نسبت به جایگاه و نقش ایشان در زندگی و حافظه جمعی نسل خود روایت میکند.
رهبرم…
نمیدانم تاریخ، سالهای امروز را چگونه روایت خواهد کرد؛ اما میدانم هر نسلی، برای ادامه راه خود، به چراغی نیاز دارد که در تاریکی مسیر را نشانش دهد. برای بسیاری از ما، سخنان، توصیهها و تأکیدهای شما، تنها یک موضعگیری سیاسی نبود؛ تلاشی بود برای یادآوری اینکه عزت یک ملت، با ایستادگی، ایمان، امید، دانش و تلاش فرزندانش حفظ میشود.
رهبرم…
با شما عهد میبندیم که اگر روزگار، آزمونهای دشوار را پیش روی ما قرار داد، از میدان مسئولیت فرار نکنیم. عهد میبندیم که در برابر هجمه ناامیدی، امید را زنده نگه داریم؛ در برابر دروغ، حقیقت را پاس بداریم؛ در برابر تفرقه، برای وحدت بکوشیم و در برابر بیتفاوتی، مسئولیتپذیر بمانیم.
ما با شما پیمان میبندیم که ایران را دوست بداریم؛ نه فقط در شعار، بلکه در عمل. هر جا که بتوانیم گرهی از کار مردم باز کنیم، هر جا که بتوانیم با قلم، اندیشه، علم یا تلاش خود قدمی برای آبادانی این سرزمین برداریم، کوتاهی نکنیم. زیرا باور داریم که ساختن آینده، تنها وظیفه مسئولان نیست؛ رسالت همه فرزندان این خاک است.
رهبرم…
اگر قلمی در دست ماست، اجازه نخواهیم داد حقیقت در غوغای هیاهو گم شود. اگر تریبونی در اختیار داریم، آن را وسیلهای برای روشنگری قرار خواهیم داد، نه برای کینهورزی و اختلاف. اگر روزی مسئولیتی بر دوشمان گذاشته شد، آن را امانتی خواهیم دانست که باید با صداقت، عدالت و وجدان از آن پاسداری کنیم.
ما میدانیم که هیچ ملتی بدون تحمل سختی، به قلههای پیشرفت نمیرسد. راه عزت، راه آسانی نیست؛ اما تاریخ گواهی میدهد که ملتهایی ماندگار شدند که در روزهای دشوار، امیدشان را از دست ندادند و دست از تلاش برنداشتند.
رهبرم…
شاید بزرگترین میراثی که میتوان از هر نسل به نسل بعد سپرد، نه ثروت باشد و نه قدرت؛ بلکه ایمان به توانایی یک ملت برای ایستادن روی پای خود باشد. ما نیز میکوشیم این باور را زنده نگه داریم؛ با کار، با دانش، با اخلاق و با مسئولیتپذیری.
ما عهد میبندیم که حرمت خون همه شهیدان این سرزمین، ایثار خانوادههایشان و رنج مردمانی را که برای سربلندی ایران از آسایش خود گذشتهاند، از یاد نبریم. عهد میبندیم که هر موفقیتی را پلی برای خدمت بدانیم، نه ابزاری برای برتریجویی. عهد میبندیم که اختلاف سلیقه را به دشمنی تبدیل نکنیم و ایران را خانه مشترک همه ایرانیان بدانیم.
رهبرم…
دعای ما این است که خداوند به ما توفیق دهد، هر کدام در هر جایگاهی که هستیم، انسانهایی مفید، صادق و خدمتگزار باشیم؛ نسلی که بیش از آنکه مطالبهگر باشد، مسئولیتپذیر باشد؛ بیش از آنکه از آینده گلایه کند، برای ساختنش تلاش کند.
این پیمان، پیمانی با وجدان خود ماست؛ پیمانی برای آنکه هر روز از خود بپرسیم: امروز برای مردم، برای حقیقت، برای اخلاق و برای ایران چه کردهایم؟ اگر بتوانیم هر روز پاسخی شایسته برای این پرسش داشته باشیم، آنگاه میتوان گفت که به عهد خود وفادار ماندهایم.
*زهرا شیخ باقری/ فعال رسانه
پایان/*
.