به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ببین و بخون، بعد از پخش مراسم عروسی دو سوپراستار مشهور مرد در چندسال اخیر، این روزها مراسم عروسی لاکچری و پرزق و برق بازیگرانی در حال پخش در فضای مجازی میباشد که چندان نیز سرشناس نیستند اما ازهمان اندک نقش آفرینی خود استفاده کرده و در قالب سلیبریتی زندگی شخصی خود را در چشم دیگران فرو میکنند. پخش گسترده این مراسمات در شبکههای اجتماعی، بهانهای شده است تا دوباره بحث سلبریتی پروری و سلبریتی پرستی در جامعه مطرح شود.
چرایی شکل گیری مفهوم سلبریتی
در یک تعریف کلی چهره شاخص اجتماعی اعم از هنرمندان، ورزشکاران، سیاستمداران و حتی فعالان فضای مجازی و… وقتی در عرصههای کلان اجتماعی و عامالمنفعه ورود مؤثر میکنند بهعنوان الگوهای جامعه شناخته میشوند و در تعریفی نو به این گروه سلبریتی میگویند.سلبریتیها در جوامعی به وجود می آیند که هویت تبدیل به یک مفهوم سرگردان برای نوجوانان و جوانان شده و موجبات انتخاب سلبریتیها به عنوان نماد و الگو فراهم آورده است.
صادق پیوسته، دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبائی به بررسی سلبریتی در دنیا امروز میپردازد: «سلبریتیها همچون نوعی مخدر، گروههای مردم سستباور و ترسخورده را برای دقایقی هم که شده، وارد فضای وهمانگیز اعتماد میکنند و سرخوشی موقتی را پدید میآورند.»
در تمام دنیا بازیگران مطرح طرفداران زیادی دارند.طرفدارانی که برای دیدن فیلمهای آنها سر و دست میشکنند و یا برای گرفتن یک امضا و یا عکس یادگاری جنجال به پا میکنند.اما برای بازیگران مطرح! برای آنهایی که در کنار چهره مناسب و زیبا نقشها و بازیهایی را به نمایش میگذارند که تحسین همگان را برمیانگیزد و با همان نقشها و بازیها هم هست که در سراسر دنیا شناخته میشوند و پوستر آنها به دیوار اتاقهای شخصی و یا فروشگاهها و … مینشیند.اما در کشور ما معادله یک جور دیگر است.بازیگران اگر فقط خوش چهره باشند، طرفداران زیادی پیدا میکنند.طرفدارانی که برای نزدیک شدن به آنها هزار راه را امتحان میکنند.
دکتر محمد غضنفری، تحلیلگر و روانشناس بالینی دانشگاه علوم پزشکی ایران معتقد است:” افراد دو نیاز مهم دارند که در کودکی باید برآورده شود: نیاز به دیده شدن از طرف پدر و مادر و اطرافیان و نیاز به ایدهآلسازی و بزرگپنداری پدر و مادر . وقتی که ویژگیهای مثبت کودکی به درستی دیده و شناخته نمیشود و از طرف دیگر پدر و مادر این خصوصیت و قدرت را ندارند که از طرف کودک فرد ایده آلی شناخته شوند، این احساس حقارت در کودک به وجود میآید آید و در بزرگسالی میخواهد با رفتارهایی که انجام میدهد دهد جبران کمبودی را بکند که در کودکی دریافت نکرده است.سلبریتی که با رفتارهای افراطی خود را در فضای مجازی عرضه میکند، نیاز به دیده شدن خود را جبران میکند و این یک رفتار آسیب شناختی است.به همین دلیل میگوییم که این دیده نشدن برای این افراد مرگ روانشناختی را به دنبال دارد چون هویت آنها را به خطر میاندازد اندازد.از سوی دیگر کسانی که این سلبریتی ها را تایید و تحسین میکنند در نیاز به ایده سازی پدر و مادر خود در دوران کودکی دچار مشکل هستند.”
علاوه بر این لایههای پنهانی روانشناسی آنچه بازیگران و افراد مشهور را به نمایش مراسم عروسی ترغیب میکند بی شک منفعت مالی قابل توجه آن میباشد. حقیقت تلخ آن است که سلبریتیها برای مراسمشان نهتنها هزینهای پرداخت نمیکنند، بلکه پولی هم راهی جیبشان میشود. گاهی تبلیغات فراتر از منگنه کردن نام برندهای حامی مالی میشود و سلبریتیها با انتشار ویدئویی مشترک با مدیر تالار، باغ یا سالن زیبایی به شکلی مستقیم دست به تبلیغ میزنند تا توان پرداخت هزینههای این مراسم گرانقیمت را داشته باشند.شاید در نگاه اول استفاده از این شیوه درآمدزایی، موضوعی مربوط به زندگی خصوصی سلبریتیها و اینفلوئنسرها باشد، اما زمانی که تبلیغ این سبک از مراسم و جشنها به تغییر سبک زندگی در سطح جامعه ختم میشود، بهراحتی نمیتوان از کنار آن عبور کرد. این روزها با وجود مشکلات مالی فراوان جوانان در راه ازدواج وقتی یک جوان چنین مراسمهای باشکوهی را میبیند نه تنها دچار افسردگی میشود بلکه نوعی خودباختگی و احساس عدم لیاقت در بدست آوردن این امکانات به او دست میدهد. امکاناتی که قطعا برای یک جوان از قشر متوسط جامعه و نه حتی پایین، بدون داشتن پارتی و از راه حلال و مشروع قابل دستیابی نیست و ترویج چنین فرهنگ مصرف زدگی در مغایرت صدوهشتاد درجهای بل سیاستهای کلی نظام و منویات رهبری قرار دارد.
ترویج بی حیایی زیان بارتر از تجمل گرایی
اما آنچه بیش از ترویج اسراف و تجمل گرایی از چنین مراسمهایی در جامعه بازتاب پیدا میکند نوعی تبلیغ بی حیایی و زیرپا گذاشتن حدود شرعی میباشد. اگر تا چندسال پیش بازیگران زن جرأت پخش کردن یک عکس بی حجاب خود را نداشتند امروز بعد از جنبش منحوس زن زندگی و آزادی و در غفلت علنی مسؤلان مملکت بازیگران آزادانه و رها و البته بی شرمانه و گستاخانه عکسها و فیلمهای بی حجاب خود و حتی رقصیدن خود در مراسم عروسی را پخش میکنند تا هم غیرت مرد ایرانی را لگدمال کنند و هم حیا و عفت زن ایرانی را. اینکه چرا غالب بدنه هنرمندان کشور بخصوص در عرصه سینما به ارزشهای شرعی و دینی پایبند نیستند یک موضوع تأملبرانگیز است و اینکه چگونه اینقدر وقیحانه جرأت آشکار کردن باطن چرک خود را پیدا کردهاند صدها برابر تأسف انگیز است. در واقع اگر مخاطب شرافت داشته باشد با دیدن این جشنهای عروسی که به تدریج با این روند از عریانی سر به برهنگی تن منجر خواهد شد، باید احساس انزجار کند و قطعا این آسیب بزرگی است که عفت عمومی را خدشه دار میکند و تقدس مفهوم عشق و ازدواج را از بین میبرد. در دنیای امروز سلبریتیها، «نشان ندادن زندگی شخصی» بهمعنای عقبماندن از قافله است. هنرمندانی که روزی تنها با اثر و هنرش شناخته میشدند، حالا با تبلیغ سالن آرایش، برند لباس یا جواهرات ، مراسم عروسی و حتی جزئیات کوچک زندگی روزمرهشان میخواهند در ذهن مردم جایی پیدا کنند که بیشک چون ابزارشان حقیر و نامشروع است، نه تنها در ذهنها ماندگار نمیشوند بلکه نوعی حس انزجار و نفرت را نیز برمیانگیزند.
کلام آخر
اینکه چرا بازیگران در این شرایط اقتصادی و فرهنگی آشفته با تمسک جستن به چنین جشنهایی میتوانند نگاهها را بخود جلب کنند بار دیگر به مسئولان و مدیران فرهنگی کشور ثابت میکند که چگونه سطح سلیقه و علایق مردم در این سالها با سوء مدیریت و پروبال دادن به بازیگران که اکثر آنها نه سواد درست حسابی دارند و نه اعتقادات اخلاقی و شرعی، تنزل پیدا کرده است و آفتی به اسم سلبریتی پرستی همچنان در بین نوجوانان و جوانان کشور جولان میدهد و الگوی نسل آینده افرادی هستند که به اسم هنرمند یا مروج سبک زندگی غربی و بی بندوباری و تجمل گرایی میباشند و یا در بزنگاههای سیاسی مبلغ اهداف معاندان و دشمنان این آب و خاک.
*نفیسه ترابنده/ کارشناس ارشد ادبیات و فعال فرهنگی
پایان/*
.