به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ببین و بخون؛ فیلم سینمایی «کارواش» یکی از آثار راهیافته به جشنواره فیلم فجر است که با محوریت پولشویی و فساد اقتصادی، به سراغ یکی از حساسترین و چالشبرانگیزترین معضلات جامعه معاصر رفته است؛ معضلی که در سالهای اخیر بارها در قالب پروندههای بزرگ اقتصادی، تیتر اول رسانهها شده و افکار عمومی را درگیر کرده است. پرداختن به موضوع پولشویی در سینمای ایران هنوز مسیری نوپا اما ضروری به شمار میآید و «کارواش» میکوشد با روایت ماجرای دو مأمور اداره مالیات و شبکهای از شرکتهای صوری، تصویری متفاوت از سازوکارهای پنهان این جرم ارائه دهد. ترکیب ژانر معمایی با درام اجتماعی، در کنار تمرکز بر پیامدهای اخلاقی و انسانی فساد اقتصادی، باعث شده این فیلم به اثری قابل تأمل در میان فیلمهای اجتماعی سالهای اخیر تبدیل شود؛ اثری که هم دغدغه آگاهیبخشی دارد و هم تلاش میکند امید به امکان مقابله با فساد را زنده نگه دارد.
در همه جای دنیا ثروت وقتی از حد بگذرد دردسرساز می شود؛ کار وقتی سخت تر می شود که پول از راه غیرقانونی به دست آمده باشد و قوانین مالیاتی منطقه هم سفت و سخت باشد. این جاست که نام پول شویی به میان میآید.پول حاصل از اقدامات غیرقانونی به ثروتی بدل میشود که در ظاهر از راههای قانونی به دست آمده است؛ به این ترتیب، «پول شستهشده» وارد چرخهی رسمی اقتصاد میشود. همین تضاد میان منشأ تاریک و ظاهر قانونی سرمایه، بستری جذاب برای روایتهای سینمایی فراهم کرده است؛ بستری که هم به کشمکشهای اخلاقی و روانی شخصیتها دامن میزند و هم به بازنمایی پیچیدگیهای نظام اقتصادی جهانی.
در فرهنگهای مختلف، راه های متفاوتی برای پولشویی وجود دارد که فیلمهای مافیایی و گانگستری برای معرفی و روی پرده آوردن آن ها سنگ تمام گذاشته اند.
جامعه ایران در سالهای اخیر اتفاقات و مسائل مختلفی را تجربه کرده است که فساد اقتصادی و وجود افراد رانتخوار و دانه درشت در جامعه یکی از آنها بوده است. بحث مفاسد اقتصادی و تاثیر مخرب آن بر جامعه، از موارد پرچالش و پربحث در اجتماع و رسانهها بوده و در سالهای اخیر بسیاری از رسانههای کشور تیترهای خبریشان را به این موضوع اختصاص دادهاند.در سینمای ایران تاکنون فیلم«خط ویژه» و دو سریال نمایش خانگی «هیولا »و «دراکولا» ساخته مهران مدیری و سریال نمایش خانگی «زخم کاری ۲» به این موضوع پرداختهاند. فیلمهایی که پولشویی را نهتنها بهعنوان یک جرم اقتصادی، بلکه بهعنوان تهدیدی برای بنیانهای اخلاقی و اجتماعی جامعه معرفی میکنند.
فیلم سینمایی «کارواش» از جمله فیلمهای راهیافته به بخش مسابقهٔ چهلوچهارمین جشنوارهٔ فیلم فجر میباشد که به کارگردانی «احمد مرادپور» و تهیهکنندگی «بهروز مفید» و فیلمنامهنویسی «علی نعمتی» و با سرمایهگذاری «بنیاد فارابی» ساخته شده و به سراغ شرکتهای تراستی با رویکرد پولشویی رفته است. «کارواش» داستان دو مأمور اداره مالیات به نامهای گیسو جهانشاهی وکاوه عابدی میباشد که دو سال تمام وقت خود را صرف پروندهای درباره شرکتهای سوری با هدف پولشویی کردهاند. گیسو توسط باند بزرگ مفسدین کشته شده و کاوه نیز تمام آبروی خود را برای این موضوع گرو میگذارد. سوژه فیلم پتانسیل قوی برای تبدیل شدن به فیلمی جذاب و معمایی و حتی جنایی دارد اما بدلیل حفره های متعدد فیلمنامه نمیتواند به فیلمی درخور توجه بدل شود. شخصیتها از گیسو و کاوه و آقای نعمتی گرفته تا افشین و رزاقی پرداخت دقیقی ندارند و از همه مهمتر چه مأموران مالیاتی و چه مفسدین از زیرکی کافی برخوردار نیستند و نقش دستگاه قضا و نیروی انتظامی بسیار منفعل و بی دقت به نمایش درآمده است. مثلاً اصلا در فیلم بجز کاوه کسی به نحوه کشته شدن گیسو حتی شک هم نمیکند درحالیکه تصادف او با متواری شدن راننده و شغل حساسش باید مورد بررسی پلیس قرار میگرفت و یا افشین بعد از دومین دستگیری وقتی در دادگاه فهمید خانم وکیل برای او وثیقه نمیگذارد اصلا تعجب نکرده و به بالادستی های خود اعتراضی نمیکند،گرچه برای مخاطب هم دلیل شخصی اجتناب خانم وکیل مبهم است و مشخص نیست شوهر او اصلا کیست و چگونه به او خیانت کرده است! و یا رزاقی بعنوان یک مأمور باتجربه اداره مالیات چگونه نمیداند جلسات دادگاه محرمانه ضبط میشود و اینگونه براحتی خود را لو میدهد.
گفتنی است برخلاف روایتهای کلاسیک که در آنها قهرمان بر ضدقهرمان پیروز میشود، در اغلب فیلمها با محوریت فساد اقتصادی ضدقهرمان میتازد و قهرمانی مشخص در برابر او تعریف نشده است. نگاهی که بر این باور است همیشه خیر بر شر پیروز نمیشود و گاه شر بر خیر غلبه میکند. در نتیجه، مخاطب با جهانی مواجه میشود که در آن فساد مالی نهتنها مهار نمیشود، بلکه بهعنوان نیرویی غالب بر ساختارهای اجتماعی عمل میکند اما در «کارواش» سرانجام قهرمان داستان یعنی کاوه با تکیه بر آموزههای اخلاقی و اعتقادی خود بر دارو و دسته افشین حدادی پیروز میشود تا فیلمساز نشان دهد که فرق جامعه ما با جامعه تصویر شده در فیلمهای غربی چیست و این نگاه امید آفرین فیلم در زمانهای که نان برخی فیلمسازان شبه روشنفکر در سیاهنمایی از جامعه ایران و مسولان آن هستند، بسیار ارزشمند میباشد،گرچه دیالوگهای شعاری کاوه عمق این اثرگذاری را لوث میکند. در واقع سیر داستان بگونهای است که مخاطب این پیام را دریافت مینماید و نیازی نیست تا این حد واضح و مکرر از زبان کاوه بیان شود.
در پایان باید گفت « کارواش» با سوژه ای به روز و جذاب و پرداختی متوسط میتواند حداقل رضایت بیننده را بدست بیاورد و او را تا پایان با خود همراه سازد.
پایان/*
.