به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ببین و بخون، جواد آل حبیب- تحقیقی که اخیراً منتشر شده، نشان میدهد شرکت در یک برنامه آنلاین کوتاه و کمزحمت که به منظور افزایش شادی طراحی شده است، باعث بهبود قابلتوجهی در سلامت عاطفی، کاهش استرس و سلامت خوداظهاری شرکتکنندگان شده است. این برنامه که با نام «پروژه شادی بزرگ» شناخته میشود، از شرکتکنندگان خواسته بود که فقط به مدت یک هفته، هر روز چند عمل کوچک مثبت انجام دهند. نکته قابل توجه این بود که افراد از اقشار محرومتر — از جمله کسانی که فشارهای مالی دارند، تحصیلات پایینتر دارند یا از اقلیتهای نژادی یا قومی هستند — بیشترین بهره را از این برنامه بردند.
پژوهشگران این مطالعه را در پاسخ به نیاز روزافزون به مداخلات سلامت روان در دسترس طراحی کردند که بتواند افراد را در طیف وسیعی از شرایط اجتماعی و اقتصادی پوشش دهد. بسیاری از برنامههای ارتقای سلامت روان در مطالعات گذشته نویدبخش بودهاند، اما اغلب نیاز به وقت، منابع و تعهدی دارند که مقیاسپذیری آنها را محدود میکند. مداخلات طولانیتر ممکن است اثرات قویتری داشته باشند، اما نرخ مشارکت به دلیل بار زمانی که به کاربران تحمیل میکنند، کاهش مییابد. پروژه شادی بزرگ با هدف حل این مشکلات ایجاد شد تا جایگزینی سریع، رایگان و مبتنی بر وب ارائه دهد که مردم بتوانند به راحتی آن را در برنامه روزمرهشان انجام دهند.
داروین گووارا، نویسنده این مطالعه و استادیار روانشناسی در دانشگاه میامی، گفت: «ما از مستند Mission: Joy الهام گرفتیم که دوستی بین دالای لاما و اسقف اعظم دزموند توتو را به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه مردم میتوانند حتی در مواجهه با سختیها، شادی را بیابند.»
او افزود: «این پیام به ویژه در دوران پاندمی اهمیت داشت. با همکاری تیم Greater Good in Action، پروژه شادی بزرگ را ساختیم تا اقدامات کوچک مبتنی بر علم شادی را به همه برسانیم. میخواستیم ببینیم انجام کارهای کوچک مثل ابراز قدردانی یا کمک به دیگران، حتی اگر فقط یک بار در روز و به مدت یک هفته باشد، میتواند سلامت عاطفی را افزایش دهد. شخصاً به راهکارهای کمزحمت و کمزمان علاقهمندم که همچنان تأثیرات روانی معناداری دارند، چون این ابزارها بیشتر توسط افراد در زندگی روزمره استفاده میشوند.»
این برنامه شامل هفت فعالیت بود، مانند ابراز قدردانی، انجام کارهای مهربانانه، یا تأمل در تجربیات شگفتانگیز. هر فعالیت حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه زمان میبرد و در طول یک هفته از طریق ایمیل ارسال میشد.
شرکتکنندگان از طریق کانالهای مختلفی مانند شبکههای اجتماعی، خبرنامهها، نمایشهای فیلم و توصیههای شفاهی جذب شدند. هر فرد بالای ۱۸ سال میتوانست شرکت کند و هیچ معیار حذفکنندهای وجود نداشت. در مجموع، ۴۸,۷۸۹ نفر ثبتنام کردند و ۱۷,۵۹۸ نفر هر دو نظرسنجی آغاز و پایان هفته را تکمیل کردند که در تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفت. نمونه جغرافیایی متنوعی داشت و از ۱۶۹ کشور مختلف شرکتکننده داشت، هرچند بیشتر افراد از آمریکا، کانادا و بریتانیا بودند. از نظر جمعیتی، بیشتر شرکتکنندگان زن، سفیدپوست و با تحصیلات بالا بودند.
قبل و بعد از مداخله یک هفتهای، شرکتکنندگان به سوالات کوتاهی درباره چندین معیار پاسخ دادند: سلامت عاطفی، احساسات مثبت، احساس کنترل بر شادی خود، استرس، سلامت جسمانی خودارزیابی شده و کیفیت خواب. به طور متوسط، شرکتکنندگان پنج مورد از هفت فعالیت را انجام دادند.
تحلیل دادهها نشان داد که تمام معیارها به طور پیوسته بهبود یافتهاند. سلامت عاطفی تقریباً یک درجه کامل در مقیاس ۰ تا ۱۰ افزایش یافت، احساسات مثبت افزایش پیدا کرد و شرکتکنندگان احساس توانمندی بیشتری در تأثیرگذاری بر شادی خود داشتند. استرس به طور معنیداری کاهش یافت و کیفیت خواب و سلامت خودارزیابی شده نیز بهبودهای کوچکتر اما قابل توجهی نشان دادند.
میزان بهبود به تعداد فعالیتهایی که افراد انجام داده بودند، مرتبط بود. کسانی که کارهای شادیآفرین بیشتری انجام دادند، پیشرفتهای بیشتری را تجربه کردند. حتی کسانی که فقط چند فعالیت انجام دادند نیز سود بردند و رابطهای واضح بین میزان مشارکت و نتایج بهتر مشاهده شد. به طور جالب، افرادی که هیچ فعالیتی انجام ندادند اما هر دو نظرسنجی را پر کردند، نیز بهبود کوچکی داشتند که ممکن است به دلیل تأمل خود یا اثرات تلقینی باشد.
گووارا گفت: «برای احساس بهتر شدن لازم نیست زندگیتان را کاملاً تغییر دهید. حتی اقدامات کوچک روزانه که فقط چند دقیقه طول میکشند، مثل تأمل روی یک لحظه معنیدار یا ابراز قدردانی، میتوانند به بهبود معنادار سلامت عاطفی کمک کنند. و هر کسی میتواند آنها را امتحان کند، بدون توجه به پیشینه یا شرایط زندگی.»
محققان همچنین بررسی کردند که آیا مزایا بسته به ویژگیهای شرکتکنندگان متفاوت است یا خیر. آنها دریافتند افراد از گروههای محرومتر — کسانی که درآمد، تحصیلات یا موقعیت اجتماعی پایینتری دارند — معمولاً بیشتر از برنامه بهرهمند میشوند. برای مثال، کسانی که تنها تحصیلات دبیرستان داشتند، بهبود بیشتری در سلامت روان و جسم نسبت به کسانی با مدارج تحصیلی بالاتر داشتند.

تحقیقات جدید نشان میدهد که انجام کارهای کوچک و ساده میتواند سلامت روانی را افزایش دهد.
به همین ترتیب، افرادی که فشار مالی یا موقعیت اجتماعی پایینتری گزارش کردند، سود بیشتری بردند. شرکتکنندگان اقلیتهای نژادی و قومی، به خصوص افراد سیاهپوست و هیسپانیک، نیز در چند معیار نسبت به سفیدپوستان پیشرفت بیشتری داشتند.
سن نیز تأثیر داشت. شرکتکنندگان جوانتر افزایش بیشتری در سلامت عاطفی و کاهش استرس داشتند نسبت به افراد مسنتر. محققان اشاره کردند که بزرگسالان مسنتر در ابتدا سلامت روانی بالاتری داشتند و احتمالاً فرصت کمتری برای پیشرفت داشتند.
جنسیت تأثیری بر اثربخشی برنامه نداشت و مردان، زنان و افراد غیر دودویی همه بهبودهای مشابهی را تجربه کردند، که با یافتههای پژوهشهای پیشین درباره اثرات برنامههای سلامت روان همخوانی داشت.
گووارا گفت: «ما از یکنواختی مزایا در بین انواع افراد خوشحال شدیم. فرقی نمیکند سن، جنسیت یا درآمد چه باشد، اکثر شرکتکنندگان بعد از تنها یک هفته انجام این تمرینهای شادی، احساس بهتری داشتند. نکته جالب این بود که افراد محرومتر اجتماعی (مثلاً کسانی که وضعیت اجتماعی پایینتری گزارش کردند یا فشار مالی بیشتری داشتند) بیشتر بهره بردند. این موضوع برای ما غیرمنتظره بود.»
اگرچه این مطالعه شواهد امیدوارکنندهای ارائه میدهد که مداخلات کوتاه و در دسترس میتوانند سلامت روان را ارتقا دهند، نویسندگان هشدار میدهند که تحقیقات بیشتری لازم است تا این اثرات تأیید شود. مطالعه فاقد گروه کنترل تصادفی بود، به این معنی که بهبودهای مشاهدهشده ممکن است تحت تأثیر عوامل دیگری غیر از مداخله باشند، مانند تغییرات فصلی یا انتظارات شرکتکنندگان. با این حال، بازه زمانی کوتاه — تنها یک هفته — باعث میشود احتمال اینکه عوامل خارجی به تنهایی تغییرات مشاهده شده را توضیح دهند، کم باشد.
یکی دیگر از محدودیتها این است که نمونه خودانتخابی بود و به سمت افرادی که قبلاً به سلامت روان علاقهمند بودند و دسترسی به اینترنت داشتند، گرایش داشت. این ممکن است باعث محدودیت تعمیم نتایج به جمعیتهای گستردهتر شود. همچنین پژوهشگران از معیارهای کوتاه و خودگزارش شده استفاده کردند که برخی فقط یک سوال برای اندازهگیری معیارهای کلیدی مانند استرس یا خواب داشتند. اگرچه این سوالات در مطالعات دیگر اعتبارسنجی شدهاند، ارزیابیهای جامعتر به تقویت ارزیابیهای آینده کمک میکند.
علاوه بر این، مطالعه دوره پیگیری نداشت، بنابراین مشخص نیست اثرات چقدر دوام دارند. بسیاری از برنامههای سلامت روان بهبودهای اولیه دارند که بدون ادامه تمرین مهارتها، به مرور زمان کاهش مییابد. پروژه شادی بزرگ به گونهای طراحی شده که کوتاه باشد، اما محققان اذعان دارند که نیاز به بررسی دارد که آیا این برنامه میتواند تغییرات پایداری ایجاد کند یا خیر، چه به تنهایی و چه به عنوان گامی اولیه به سمت ایجاد عادتهای بلندمدت.
با وجود این محدودیتها، یافتهها راهی امیدوارکننده برای گسترش حمایتهای سلامت روان ارائه میدهد. با کوتاه، منعطف و جذاب کردن فعالیتها، پروژه شادی بزرگ بسیاری از موانعی که باعث کاهش مشارکت در مداخلات سنتی میشوند را از میان برداشت. اینکه این برنامه توانست جمعیت متنوع و جهانی را جذب کند و اثرات قویتری در بین گروههای آسیبپذیرتر داشت، پتانسیل آن برای تأثیرگذاری در سلامت عمومی را افزایش میدهد.
محققان برنامه دارند که یک آزمایش کنترلشده تصادفی برای آزمایش بیشتر اثربخشی پروژه شادی بزرگ انجام دهند.
گووارا توضیح داد: «ما میخواهیم بفهمیم چگونه میتوان تمرینهای ارتقای سلامت روان را در دسترستر، پایدارتر و متناسب با نیازهای افراد کرد. یکی از مراحل بعدی انجام یک آزمایش کنترلشده تصادفی بزرگ برای ارزیابی دقیقتر اثربخشی پروژه شادی بزرگ و بررسی نه تنها سلامت عاطفی بلکه فواید احتمالی جسمانی است. همچنین علاقهمندیم نتایج بلندمدت را دنبال کنیم تا ببینیم آیا مداخلات کوتاهمدت میتوانند تغییرات پایدار ایجاد کنند. هدف دیگر شخصیسازی تجربه است تا افراد بر اساس اهداف یا شرایط زندگیشان بهترین راهکارها را کشف کنند.»
او افزود: «در درازمدت، امیدواریم این تمرینهای کمزحمت و مبتنی بر علم را در محیطهای واقعی مانند مدارس، محل کار و سیستمهای مراقبتهای بهداشتی به کار ببریم، جایی که افزایش کوچک در سلامت روان میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.»
گووارا در پایان گفت: «این مطالعه نمونه عالیای است از اینکه چگونه علم و داستانگویی میتوانند با هم ترکیب شوند. فیلم Mission: Joy کنجکاوی و ارتباط عاطفی ایجاد کرد و پروژه شادی بزرگ به مردم راهی عملی داد تا اقدام کنند. امید ما این است که هر کسی که فیلم را ببیند یا پروژه را انجام دهد، احساس توانمندی بیشتری برای ساختن شادی در زندگی خود و شاید به اشتراک گذاشتن آن با دیگران داشته باشد.»
پایان/*
.