۰۷:۱۹ - ۱۴۰۴/۰۵/۰۵

استرس؛ عامل همبستگی یا خصومت؟ | تحلیلی از دوگانه‌ روان‌ زیستی استرس در روابط اجتماعی از پیوند درون گروهی تا افزایش خصومت نسبت به دیگران

استرس نحوه‌ی تعامل ما با دیگران را تغییر می‌دهد. اما این‌که دقیقاً چگونه این تغییر رخ می‌دهد، هنوز به‌طور کامل روشن نیست. آیا در شرایط استرس‌زا پرخاشگرتر می‌شویم؟ (مثلاً به عصبانیت‌های جاده‌ای اخیر که ممکن است دیده باشید فکر کنید). یا ای...

استرس؛ عامل همبستگی یا خصومت؟ | تحلیلی از دوگانه‌ روان‌ زیستی استرس در روابط اجتماعی از پیوند درون گروهی تا افزایش خصومت نسبت به دیگران

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ببین و بخون،  جواد آل‌حبیب – کارشناس ارشد روانشناسی بالینی. در دنیای پرتنش امروز، استرس به یکی از عوامل کلیدی در شکل‌دهی به رفتارهای فردی و جمعی تبدیل شده است. اما پرسش اساسی این است که استرس چه تأثیری بر روابط اجتماعی ما دارد؟ آیا ما در شرایط استرس‌زا پرخاشگرتر می‌شویم، یا برعکس، پیوندهای اجتماعی‌مان را تقویت می‌کنیم تا در برابر فشارها تاب بیاوریم؟

پژوهش جدیدی که به‌تازگی در نشریه معتبر PNAS (Proceedings of the National Academy of Sciences) منتشر شده، پاسخی متفاوت و چندلایه به این پرسش ارائه می‌دهد. یافته‌های این مطالعه، نه تنها به ما نشان می‌دهد که استرس هم می‌تواند موجب همبستگی درون‌گروهی شود و هم خصومت با گروه‌های بیرونی را تشدید کند، بلکه این دو واکنش را حاصل یک سازوکار زیستی واحد می‌داند.

استرس رفتار اجتماعی ما را تغییر می‌دهد؛ هم باعث تقویت پیوندها درون گروهی می‌شود و هم باعث افزایش خصومت نسبت به افراد بیرون از گروه.

پاسخ‌های دوگانه‌ی استرس: از همکاری تا پرخاشگری

به‌طور سنتی، دو دیدگاه متضاد درباره تأثیر استرس بر رفتار اجتماعی وجود داشته است:

  1. دیدگاه کلاسیک: استرس موجب بروز رفتارهای پرخاشگرانه و رقابتی می‌شود (پاسخ «جنگ یا گریز»).

  2. دیدگاه نوین: استرس می‌تواند رفتارهای نوع‌دوستانه مانند جست‌وجوی حمایت، نزدیکی اجتماعی و همکاری را تقویت کند (پاسخ «مراقبت و دوست‌یابی»).

اما یافته‌های جدید نشان می‌دهند که این دو نوع واکنش لزوماً در تضاد با یکدیگر نیستند، بلکه دو روی یک سکه‌ محسوب می‌شوند.

نقش هورمون‌ها و انتقال‌دهنده‌های عصبی در رفتار اجتماعی

در این مطالعه، پژوهشگران با استفاده از طراحی آزمایش دوسویه‌کور و دارونما، به بررسی تأثیر دو ماده زیستی کلیدی مرتبط با استرس پرداختند:

  • کورتیزول: هورمون اصلی استرس که بر همکاری و همدلی درون‌گروهی اثر می‌گذارد.

  • نورآدرنالین (نوراپی‌نفرین): ناقل عصبی که با تحریک‌پذیری و واکنش‌های دفاعی مرتبط است و پرخاشگری نسبت به افراد بیرون از گروه را تقویت می‌کند.

شرکت‌کنندگان پس از دریافت دارو، در یک بازی اقتصادی تصمیم می‌گرفتند که منابع مالی را چگونه میان خود، گروه‌شان، یا گروه رقیب تقسیم کنند—گاهی حتی با تحمل زیان شخصی.

استرس رفتار اجتماعی ما را تغییر می‌دهد؛ هم باعث تقویت پیوندها درون گروهی می‌شود و هم باعث افزایش خصومت نسبت به افراد بیرون از گروه.

استرس رفتار اجتماعی ما را تغییر می‌دهد؛ هم باعث تقویت پیوندها درون گروهی می‌شود و هم باعث افزایش خصومت نسبت به افراد بیرون از گروه.

یافته‌ها: نوع‌دوستی قبیله‌محور

نتایج نشان دادند که:

  • کورتیزول رفتارهای نوع‌دوستانه را تقویت می‌کند، اما فقط نسبت به اعضای گروه خودی.

  • نورآدرنالین باعث افزایش رقابت و آسیب زدن به اعضای گروه بیرونی می‌شود—even at a personal cost.

این الگوی رفتاری که به آن “نوع‌دوستی قبیله‌محور” (Parochial Altruism) گفته می‌شود، بر پایه‌ی فداکاری برای منافع درون‌گروه همراه با تعصب و خصومت نسبت به بیرون‌گروه استوار است. و نکته قابل توجه اینکه، هر دو ماده شیمیایی به‌طور طبیعی در پاسخ به استرس واقعی در بدن آزاد می‌شوند.

پیامدهای اجتماعی: از سیاست تا جامعه

اهمیت این یافته‌ها فقط در حوزه روان‌شناسی نیست، بلکه می‌تواند ما را در درک بسیاری از پدیده‌های اجتماعی یاری دهد:

  • چرا جوامع در شرایط بحران‌های اقتصادی یا سیاسی به‌شدت قطبی می‌شوند؟

  • چرا در دوره‌های تنش، احساس تعلق گروهی افزایش و تحمل نسبت به دیگران کاهش می‌یابد؟

  • نقش تبلیغات سیاسی مبتنی بر ترس در تشدید شکاف‌های اجتماعی چیست؟

استرس، آن‌طور که این مطالعه نشان می‌دهد، نه تنها ذهن فرد را درگیر می‌کند، بلکه شبکه تعاملات اجتماعی را نیز بازآرایی می‌کند. ما در زمان استرس به “ما” پناه می‌بریم و از “آن‌ها” دوری می‌کنیم.

نتیجه‌گیری: چگونه پل بسازیم، نه دیوار

در جهانی که هر روز بیشتر با قطبی‌شدن فرهنگی، تنش‌های اجتماعی و خشونت مواجه است، درک نقش زیستی و روانی استرس در شکل‌گیری رفتارهای گروهی، می‌تواند به ما کمک کند تا راه‌حل‌هایی برای مقابله با این بحران‌ها بیابیم.

چه از منظر سیاست‌گذاری، چه آموزش روان‌شناختی و چه در رسانه، شناخت سازوکارهای زیستی و اجتماعی که ما را به سمت “قبیله‌گرایی نوین” سوق می‌دهند، نخستین گام برای ساختن جامعه‌ای همدل‌تر و عادلانه‌تر است.

در جهانی که با قطب‌بندی فرهنگی و تنش‌های اجتماعی فزاینده روبه‌روست، درک تأثیرات دوگانه استرس بر رفتار اجتماعی از اهمیت زیادی برخوردار است. یافته‌های ما ممکن است توضیحی زیست‌شناختی برای پویایی درگیری‌های گروهی ارائه دهند و نشان دهند که استرس فقط احساسات ما را تغییر نمی‌دهد، بلکه نحوه تعامل ما با دیگران را نیز دگرگون می‌سازد.

ما امیدواریم این پژوهش الهام‌بخش مطالعات بیشتری درباره ریشه‌های زیستی رفتار اجتماعی در شرایط استرس‌زا باشد و همچنین به یافتن راه‌هایی برای مقابله با قطب‌بندی فرهنگی و خصومت اجتماعی کمک کند.

با درک این نکته که استرس چگونه می‌تواند هم‌زمان باعث تقویت پیوندهای درون‌گروهی و تشدید خصومت با دیگران شود، می‌توانیم به راهبردهایی—اعم از روان‌شناختی، اجتماعی یا سیاست‌گذاری—دست یابیم که به جای گسترش شکاف‌ها، به هم‌گرایی کمک کنند.

در نهایت، هدف ما این است که به نزدیک‌تر شدن انسان‌ها کمک کنیم، حتی در زمانی که به نظر می‌رسد دنیا ما را از هم دورتر می‌کند.

پایان/*

.

 

مطالب مرتبط

فروشگاه برنجستان
آخرین اخبار